زیباترین مجموعه شعر نوحه و متن مخصوص محرم

نوشته شده توسط admin در 25 سپتامبر 2017

زیباترین مجموعه شعر نوحه و متن مخصوص محرم

مجموعه ای از زیباترین مجموعه شعر نوحه و متن مخصوص محرم

اس ام اس و زیباترین مجموعه شعر نوحه و متن مخصوص محرم

شعر نوحه، شعر نوحه محرم، شعر نوحه امام حسین

ما غم ومهر حسین از ابتدا داریم
در دل خود آرزوی کربلا داریم
فتاده امشب در سرم هوای او دلم شده مهمان کربلای او
غریب آقام آقام
عاقبت از مادرش تذکره می گیرم
یا که توی حسرت شیش گوشه میمیرم
به راه عشق او گذشته ار جانیم سینه زنای هیات محبانیم(۱)
بر مشامم میرسد دوباره بوی یاس
زنده شد در خاطرم زیارت عباس…
حریم عشق او بهشت رو خاکه براغم عباس هردلی صد چاکه
غریب آقام آقام
حرمش رو میبینم شبا میون خواب
یاد اون ساعت به خیر تو حرم ارباب
دلم هوایی شد دوباره با یادش یه عمریه هستم غلام در گاهش
غریب آقام آقام

 

 

شعر نوحه، شعر نوحه محرم، شعر نوحه امام حسین

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

میزان فطریه سال ۹۴

نوشته شده توسط admin در 16 جولای 2015

 میزان فطریه سال ۹۴

 

میزان فطریه در رمضان 94,فطریه چیست

سایت تفریحی وسرگرمی زاویه » زکات فطره بر تمام کسانی که قبل از غروب شب عید فطر بالغ باشند واجب است….

  ادامه مطلب …

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

فواید تفسیر قرآن

نوشته شده توسط admin در 8 فوریه 2015

فواید تفسیر قرآن

 

سایت تفریحی وسرگرمی زاویه : جالب ترین مطالب  را در سایت زاویه دنبال کنید :تفسير از واژة فَسَرَ به معناي روشن كردن و آشكار ساختن است و در اصطلاح، عبارت است از: زدودن ابهام از لفظ مشكل و دشوار، كه در انتقال معناي مورد نظر، نارسا و دچار اشكال است. همين نكته مرز بين تفسير و ترجمه است؛ زيرا ترجمه در جايي است كه معناي لغوي لفظ را روشن نيست. ولي تفسير آن است كه در عين روشن بودن معناي لغت، هم چنان هاله‌اي از ابهام بر چهره ي آن نشسته است.[1]
علّامه ي طباطبايي فرمود: تفسير عبارت است از روشن كردن معاني آيات قرآن كريم و كشف مراد و مدلول آن ها.[2]

اهميّت و جايگاه علم تفسير:
اهميّت و جايگاه علم تفسير: علم تفسير در مقايسه با علوم ديگر، مي‌تواند چنين باشد:

 

الف. از نظر موضوع: چون موضوع آن كلام خداوند است و سرچشمه ي تمام حكمت‌ها در آن است. ماجراي پيشينيان و هرچه از عمر آن هم مي‌گذرد كهنه نخواهد شد و عجايب آن پايان ناپذير است.
ب. از نظر غرض و فايده: از جهت هدف و غرض، استوارترين و با بركت ترين علوم، علم تفسير است، كه فاني نمي‌شود.
ج. به خاطر شدّت نياز:  هر كمال دنيوي و ديني، دور يا نزديك، به علوم شرع نيازمند است و به معارف ديني احتياج دارد و آن نيز متوقّف بر كتاب خدا مي‌باشد.[3]

علل نيازمندي به تفسير
با اين مقدمه ، به جواب سؤال، پرداخته مي شود. علل نيازمندي به تفسير را مي‌توان در چند مورد خلاصه نمود:
1. فقدان آگاهي‌هاي لازم بشري:
يكي از علل مهمّ نيازمندي به تفسير، ضعف دانش بشر است. فهم قرآن كريم، منوط به برخورداري از معلومات گونه گون است كه فقدان هر يك، فهم قرآن كريم را دچار ابهام ساخته و نيازمندي به تفسير را ضروري مي‌سازد … بررسي‌هاي قرآني و تاريخي نشان مي‌دهد كه در زمان نزول نيز، پاره‌اي از واژگان قرآني براي جمعي از مخاطبان قرآن کریم مبهم بوده و آنان از معناي آن بي‌اطّلاع بوده‌اند. به عنوان مثال، هنگامي كه از ابوبكر معناي «كلاله» را پرسيدند، آن را نمي‌دانست و گفت: « به رأي خود مي‌گويم اگر صواب باشد، از خداست و اگر خطا باشد از من و شيطان است.» و يا وقتي معناي «أبّا» را از عمر پرسيدند،‌گفت: از تعمّق و تكلّف نهي شده‌ايم. در اين گونه موارد، فهم آيات قرآن كريم، نيازمند دستيابي به معناي واژگان مورد نظر است و دستيابي بر معاني عرفي اين واژگان، بخشي از تفسير به شمار مي‌آيد.
در پاره‌اي از موارد نيز، ناآگاهي از شرايط و اسباب نزول، معنا و مقصود از آيه را در هاله‌اي ابهام فرو مي‌برد و سبب نيازمندي به تفسير مي‌شود.
گاه نيز در قرآن كريم، استعارات و تشبيهات ظريفي به كار رفته است كه با دانش كافي و تبحر و تسلّط بر موارد كاربرد، مي‌توان به آن دست يافت، اين گونه موارد براي افراد عادي مبهم و نيازمند تفسير است.
عدم آگاهي از مصداق خاصي كه در برخي آيات مورد نظر است. و عدم آگاهي و مهارت كافي در فهم معناي الفاظ مشترك و كاربردهاي مجازي و شناخت قراين پيوسته و ناپيوسته آيات، مانند ارتباط يا عدم ارتباط آيات با يكديگر (سياق) و روايات ناظر به آيات، امور ديگري است كه در زمينه‌هاي نيازمندي به تفسير را فراهم مي‌سازد.[4]
2. معارف بسيار زياد و الفاظ محدود:
قرآن كريم، در بيان مطالب، از حداقل الفاظ و جمله‌ها براي قالب ريزي معاني عميق استفاده كرده است. اين كتاب تمام معارفي را كه بشر براي سعادت خويش به آن نيازمند است، در حجم بسيار اندك از الفاظ و عبارات، ارايه كرده است و اين امر سبب شده كه فهم بخشي از آيات نيازمند تأمّل و دقّت بيشتر و تحقيق عميق‌تري براي پي بردن به مقصود خدا باشد و از اين رو ضرورت تفسير را ايجاب مي‌كند.
3. محتواي بلند در قالب الفاظ متداول:
در قرآن كريم، علاوه بر آياتي كه به امور جهان مشهود مي‌پردازد، آياتي وجود دارد كه از حقايق ماوراي اين جهان سخن مي‌گويد. اين آيات، حقايق فراتر از اين جهان را در قالب الفاظي كه براي تفهيم و تفاهم امور اين جهان وضع شده‌اند، ارايه مي‌كند و اين امر سبب مي‌شود كه فهم مقصود خداوند از آن آيات، براي همگان ميسّر نباشد و براي پي بردن به آن، تلاش فكري ويژه، همانند تفسير ضرورت يافته است.
4. آميختگي و پراكندگي مطالب:
يكي ديگر از ويژگي‌هاي قرآن كريم، آن است كه مطالب آن دسته‌بندي موضوعي ندارد و اين گونه نيست كه اين كتاب تمام سخن خود درباره ي يك موضوع را يك جا و در فصل معيّني بيان كرده باشد، بلكه در هر صفحه‌اي از آن و گاه در هر آيه‌اي از آن، از موضوعات متعدد و مطالب مختلفي سخن به ميان آمده است. اين امر نيز، از جمله اموري است كه نياز به تفسير را ضروري مي‌سازد.
5. فاصلة زمان با نزول قرآن کریم:
هر چند گذشت زمان، از جهت پيشرفت‌هاي علمي و رشد استعداد و قوه ي ادراك بشر و يا پيش آمدن وقايعي روشنگر، ممكن است موجب روشن‌تر شدن معناي بعضي از آيات و آشكار شدن مقصود از آن گردد، ولي از جهت ديگر فاصله زماني از اموري است كه نياز به تفسير را تشديد مي‌كند، زيرا از يك سو احتمال تغيير معاني كلمات و فاصله گرفتن از اوضاع و شرايط زمان نزول آيات، آگاهي از مفاد استعمالي آيات در آن زمان و فهم معناي مراد از آن را مشكل نموده و از سوي ديگر، اختلاف نظرها و تشكيك‌ها و ترديدهايي كه به تدريج از طرف مفسّران و يا مغرضان، در مورد قرآن كريم، مطرح مي‌شود،  معاني مراد از آن را در هاله‌اي از ابهام قرار مي‌دهد.[5]
6. نيازها و ضرورت‌هاي ويژه ي‌ هر عصر:
هر عصري ويژگي‌ها، ضرورت ها و تقاضاهايي دارد كه از دگرگون شدن مكان و زمان و پيدا شدن مسائل جديد و معاني تازه در عرصه ي زندگي سرچشمه مي‌گيرد.
هم چنين هر عصري مشكلات و پيچيدگي‌ها و گرفتاري‌هاي مخصوص به خود دارد كه آن نيز از دگرگوني اجتماعي و فرهنگ‌ي كه لازمه ي تحوّل زندگي و گذشت زمان است مي باشد.
اين مسائل بخش مهمّي از روح و جان آن ها را اشغال كرده است. امّا طبيعي است كه همه ي اين ها به صورت استفهام است و براي جواب گويي به اين خواسته‌ها، نخستين گام، برگرداندن ميراث علمي و فرهنگي اسلام به زبان روز و پياده كردن همه ي آن معاني عالي از طريق زبان عصري در روح و جان و عقل نسل كنوني است و گام ديگر استنباط نيازها و تقاضاهاي ويژه اين زمان و مكان از اصول كلّي اسلام مي‌باشد.[6]

============================
پي نوشت ها:
[1] . معرفت، محمّد هادي، تفسير و مفسّران،ج1، قم: موسسه التمهيد، اوّل، 1379، ص 15.
[2] . طباطبايي، سيّد محمّد حسين، الميزان في تفسير القرآن،ج1، بيروت: موسسه الاعلمي للمطبوعات، 1417، ص 4.
[3] . جلال الدين سيوطي، الاتقان، ج 2، ص 555.
[4] . رجبي، محمود و ديگران، روش شناسي تفسير قرآن، تهران: انتشارات سمت، اوّل، 1379، ص 36.
[5] . همان، ص 39 و 40.
[6] . مكارم شيرازي، ناصر و همكاران، تفسير نمونه،ج1،تهران: دار الكتب الاسلاميه،بيست و هشتم، 1371، ص 23.

سایت تفریحی وسرگرمی زاویه همواره همراه شما دوستان عزیز هست پس با ما همراه باشید.
منبع:andisheqom.com/بیتوته

کدامیک بیشتر مقصرند؟ زن ها یا مردها

نوشته شده توسط admin در 28 ژانویه 2015

کدامیک بیشتر مقصرند؟ زن یا مرد

re1412

سایت تفریحی وسرگرمی زاویه : با ما همراه باشید تا مقصر اصلی را بشناسید : با توجه به اینکه قرآن تعداد رکعت های نماز و جزئیات مباحث دیگر را ذکر نکرده است ، اما در رابطه با مسئله حجاب و نگاه به جزئی ترین مسائل پرداخته است! و چه زیبا مجموعه ی عظیمی از این قوانین که توسط رفیع ترین قانون گذار ، نگارش و در کتابی که جمعاً در 114 سرفصل خلاصه می شود! گرد آوری شده و حال مهم نیست برخی اسمش را  قرآن بگذارند و برخی دیگر دفترچه راهنما انسان!

قانون الله نه برای آن است که ما را در تنگنا قرار دهد، بلکه برای آن است که از تنگناها و بدون اینکه آسیبی ببینیم نجاتمان بخشد.

« یُرِیدُ اللّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»
همه چیز از اینجا شروع شد، جوانی از انصار با زنی خوش سیما که طبق عرف جامعه روسری خویش را پشت گوش هایش قرار داده بود و چهره، گردن، گلو و بخشی از سینه اش نمایان بود روبرو گردید و به او خیره شد و چشم از او بر نداشت تا اینکه زن وارد کوچه‌ای شد .

جوان نیز همینطور که با نگاه به پشت سرش آن زن را تعقیب می کرد وارد کوچه تنگی شد و ناگهان صورتش به تیزی استخوانی که از دیوار بیرون زده بود برخورد کرد و شکافته شد. همین که زن رفت، جوان تازه به خود آمد و دید خون از صورتش جاری است!

و بعد از این داستان بود که جوان با همان حال و سر و صورتی خونین به نزد پیامبر آمد و قانون حرمت نگاه در آیه30 سوره نور و در قانون اساسی مسلمین، قرآن بر پیامبر گرامی اسلام نازل شد:

«قُل لِّلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ»
«ای پیامبر به مردان مۆمن بگو چشمان خود را فرو بندند و عورت های خود را از گناه حفظ کنند، این عمل برای آنها پاکیزه تر است و قطعاً خدا به آنچه می کنید ، آگاه است».

تبعیضی در کار نیست و سریعاً در آیه ی بعد به زنان نیز، حفظ نگاه و عفتشان گوشزد می شود. البته برای آنکه زینت هایشان بیشتر است مسئولیت هایشان نیز بیشتر می شود.[سوره نساء، آیه 23]

 محرم و نامحرم در بیان قرآن
به حكم صریح قرآن، تنها این افراد، محرم هستند و مابقی حكم نامحرم را دارند.

امّا در جوامع امروز، به هر دلیل، گاهی زن و مرد، بدون در نظر گرفتن مسائل اخلاقى و همچنین احكام محرم و نامحرمی، در ارتباط هستند و دچار ده‌ها مفسده اجتماعى شده و خود و اجتماع را به سمت هلاكت سوق می‌دهند.

این ارتباط ناسالم، خود دارای شدّت و ضعف است و ضعیف‌ترین مرحله آن را می‌توان نگاه حرام دانست؛ حرامی که خدای متعال در مورد آن، مردها را اینگونه مورد خطاب قرار می‌دهد:

 

«قُل لِّلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ…؛[نور/ 30] به مومنان بگو: چشم‌های خود را از نگاه به نامحرم فرو گیرند» و همچنین خطاب به زنان می‌فرماید:

 

«وَ قُلْ لِلْمُۆْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ و…؛[نور، آیه 31] و به زنان مۆمن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و…».

شاید بتوان گفت که نقطه آغازین ارتباطات ناسالم بین زنان و مردان، همین نگاه حرام است. به همین دلیل بارها در گفتار و سیره معصومین(علیهم‌السلام) از آن نهی شده است.

به عنوان نمونه؛ پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از جانب خدای متعال می‌فرماید: «یَابْنَ آدَمَ… وَ اِن نازَعَکَ بَصرُکَ الَی مَا حُرِّمَتْ عَلَیْکَ فَقَدْ اَعنتُکَ عَلَیْهِ بِطَبِقَتَینِ فَاطْبِق؛ فرزند آدم !… اگر چشمت بخواهد تو را به نگاه حرام بکشاند، من دو پلک در اختیار تو قرار داده‌ام، پس آن‌ها را فرو بند».[ اصول كافی، ج8، ص 219]

و همچنین حضرت صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: «النّظرُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سَهامِ اِبْلِیس مَنْ تَرَکَهَا لِللّهِ عَزّوَجَلَّ لَا لِغَیْرِهِ اَعْقَبَهُ آمِناً و اِیمَاناً یَجِدُ طَعْمُهُ؛ نگاه، ناروا تیری مسموم از تیرهای شیطان است. هرکس آن را تنها به خاطر خدا ترک کند، خداوند آرامش و ایمانی به او می‌دهد که طعم گوارای آن را در خود، می‌یابد». [ بحارالانوار، ج14، ص38]

با کمی دقت می توان فهمید که اشاره به نکته تیر زهر آلود در سخنان ارزنده پیامبر گرامی اسلام، سمفونی نگاه حرام را به اوج خود می رساند!

در این حدیث با مهارت بالای سخنوری ، تمامی حملات شیطان به تیر تشبیه شده ولی تیر نگاه حرام تنها تیری است که به زهر آغشته است و تنها تیری است که زهر آن، با جاری شدن در خون قربانی به تک تک اجزا و سلول های بدنش نفوذ می کند و در نهایت تنومند ترین افرد را به خاک ذلت می افکند.

از وصیت های ‌امام صادق (علیه السلام) به عبدالله بن جندب است كه فرمود: حضرت عیسی ‌بن مریم (علیهماالسلام) به یارانش می‌فرمود: از نگاه كردن (به نامحرم) بپرهیزید، زیرا نگاه بذر شهوت را در دل شخص می‌پاشد و مقدمات بدبختی او را فراهم می‌كند. (نفس در اسارت شیطان،159)

نگاه مسموم غصه طولانی ‌می‌آورد ؛ امام صادق (علیه السلام): و چه بسیار نگاه‌هایی‌ كه غصه های ‌طولانی را در بر خواهد داشت. (بحارالانوار، ج 104، ص 40)

از حضرت علی (علیه السلام) روایت شده است كه: هر كس چشم خود را پایین اندازد دل خود را آسوده كرده است. (کتابچی، ریشه های قساوت قلب، ص 103)

نگاه به نامحرم موجب چشم پر از آتش می‌شود، هر كس چشمش را از نگاه به نامحرم پر كند خداوند در روز قیامت چشمش را از آتش پر می‌کند، مگر این كه توبه كند و بازگشت نماید. (بحارالانوار، ج 104،32)

همانگونه كه پیامبر خدا می‌فرمود: زنای چشم نگاه كردن است البته اگر عواقب وخیم این مسئله بادقت بررسی شود، می‌توان گفت كه این نگاه، گناه ساز است ؛ چرا که اكثر زناها، لواط‌ ها و نتیجه طلاق‌ها، نزاع‌های خانوادگی و انحراف‌ها و …از همین نگاه‌ها بوجود آمده است. برخی جوانان به خاطر یك نگاه به انحراف‌های گوناگونی مبتلا شده‌اند. خودكشی کرده‌اند، دگر كشی کرده‌اند، فرار نموده‌اند، زندگی علمی و آینده خود را به خطر انداخته‌اند، به اعتیاد مبتلا شده‌اند، به بیماری‌های جنسی و جسمی‌ مبتلا شده‌اند، آبروی خود و خانواده خویش یا طرف مقابل را برده و یا در معرض خطر قرار داده‌اند، چه بسا یك نگاه، حیثیت یك قشر، صنف، گروه، جمعیت خاص را برده است و ضربه ای ‌جبران ناپذیر به آن‌ها وارد كرده است، و موجب سلب اعتماد از اجتماع را مهیا کرده‌ و آخرت و خود و دیگران را به ركود کشانده‌اند. (نفس در اسارت شیطان،159)

بنابراین خاستگاه بسیاری از ناهنجاری‌ها، ارتباطات ناسالم، بی‌حیایی‌ها و… همین نگاه حرام است كه نباید از آن غافل شد.

به بیان دیگر، اگر جامعه‌ای در زمینه حجاب و عفاف آسیب می‌بیند، ــ جدای از عوامل بیرونی ــ بیش از آنچه زنان در این امر، مقصّر باشند، مردان مقصّرند؛ چرا كه ــ‌ جدای از مباحث غیرت و مردانگی ــ فرد بی‌حجاب، در مواجهه با افرادی كه برای مقابله با این تیرهای مسموم شیطان، چشم خود را حفظ می‌كنند، جایگاهی برای خود ندیده و به فكر اصلاح خواهد افتاد.

خفاش‌صفتان، از نور حجاب می‌ترسند
شنیده اید که می‌گویند خفاش‌ها نمی‌توانند در برابر نور مقاومت کنند و از آن فرار می‌کنند، پس آن‌ها نور را مانع خود می‌بینند و می‌خواهند همه‌جا تاریک باشد تا از فرصت استفاده کنند.

دشمنان اسلام، هم که از ارزش‌های مورد نظر اسلام، می‌ترسند و می‌خواهند براى هرگونه هوسرانی و ظلم و بیدادگرى‏ آزاد باشند و به قول قرآن کریم: «بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ؛ [قیامت/5] انسان مى‌خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه كند»، پس هریک از ارزش‌های اسلامی را مانعی برای رسیدن به هوسرانی خود می‌بینند و می‌خواهند آنها را بی‌ارزش جلوه دهند تا آن ارزش، مورد بی‌توجهی قرار گیرد.

در نتیجه؛ آنها از اصل اسلام و اسلام اصیل، می‌ترسند زیرا اسلام می‌گوید: «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرینَ عَلَى الْمُۆْمِنینَ سَبیلاً؛[نساء/141] خداوند هرگز راهى براى سلطه‏‌ى كفّار بر مسلمانان قرار نداده است».

كلمه «سَبیلاً » (در آیه‌ی کریمه) به اصطلاح از قبیل «نكره در سیاق نفى» است و معنى عموم را می‌رساند یعنی كافران، نه تنها از نظر منطق بلكه از نظر نظامى و سیاسى و فرهنگى و اقتصادى و خلاصه از هیچ نظر بر افراد با ایمان، چیره نخواهند شد. [با استفاده از تفسیر نمونه، ج4،‌ ص175]

پس اگر کافران، راهی برای تسلط بر عدّه‌ای از مسلمانان پیدا کردند، چنین مسلمانانی از نظر عقیده یا عمل، دچار اشکال شده‌اند، و یکی از مهم‌ترین برنامه‌های دشمنان اسلام؛ برای راه یافتن به میان مسلمانان و تسلط بر آنها، ایجاد کم‌توجهی به حجاب است و بی‌حجابی،‌ وسیله‌ای قوی برای انحراف فکری انسان ــ به خصوص جوانان ــ است.

و این دشمنان،‌ به قول قرآن کریم: «إِن یَظْهَرُواْ عَلَیْكُمْ لَا یَرْقُبُواْ فِیكُمْ إِلاًّ وَ لَا ذِمَّةً  یُرْضُونَكُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَ تَأْبىَ‏ قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثرَُهُمْ فَاسِقُون؛ [توبه/8] ‏ اگر ایشان بر شما دست یابند هیچ خویشاوندى و عهدى را رعایت نمى‏‌كنند، با زبان‌هاى خود، شما را خشنود ساخته ولى دل‌هایشان (از این معنا) اباء دارد و بیشترشان فاسقند».

اما هرچه بیشتر با حجاب مخالفت می‌کنند، ارزش حجاب و تعداد باحجاب‌ها بیشتر می‌شود.

«یُریدُونَ لِیُطْفِۆُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون؛‏ [صف/8] مى‌‏خواهند نور خدا را با دهان‌هایشان خاموش كنند و خدا تمام كننده نور خویش است هر چند كه كافران كراهت داشته باشند».

 نتیجه گیری
حواسمان باشد که همه گناهان مثل زنا و نگاه حرام دارای آثار سوء روی روح وروان انسانی می‌باشد كه اول مثل نقطه سیاه روی تابلویی سفید روح را لكه دار می‌کند و رفته رفته اگر انسان به داد خود نرسد و توبه نكند! دچار یك قساوت و سنگدلی می‌شود و تمام وجود او را سیاهی و تباهی فرا می‌گیرد؛ و دیگر هیچ موعظه گری و هیچ متنبه كننده ای ، حتی مرگ او را بیدار نخواهد كرد، مگر توجه خداوند متعال و اهل البیت (علیهم السلام) دست او را بگیرد و از سرازیری جهنم نجات دهد.
====================
منابع:
رهروان ولایت
مقاله آثار گناهان ؛ نوشته محمود قربانی
افکار نیوز
حوزه

بیتوته

رفع بلاهای ماه صفر

نوشته شده توسط admin در 26 نوامبر 2014

re643

ماه صفر دارای بلاهایی هست که در این جا برای رفع بلاها ماه صفر بیان می کنیم .  چنان‏كه محدث فيض و غير او فرموده‏ اند، هر روز 10 مرتبه بخواند:

 

يَا شَدِيدَ الْقُوَى وَ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِيعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِي شَرَّ خَلْقِكَ يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ:

 

اى سخت نيرو و سخت كيفر،اى عزيز،اى عزيز،اى عزيز، همه آفريدگانت در برابر عظمت خوار گشته،مرا از شهر آفريدگانت كفايت كن، اى نيكوكار، اى زيباكار، اى نعمت‏ بخش، اى افزون‏ كن، اى كه معبودى جز تو نيست، منزهى تو، من از ستمكارانم، پس دعايش را مستجاب كرديم و او را [اشاره به رهايى حضرت يونس از دل ماهى] از اندوه نجات داديم و اينچنين مؤمنان را نجات مى‏ دهيم. درود خدا بر محمد و خاندان پاك و پاكيزه‏ اش.

سيد ابن طاووس براى هلال اين ماه دعايى روايت كرده است:

روز اوّل: در سال سى‏ و هفتم جنگ صفين در گرفت و در اين روز در سال شصت‏ ويكم به قولى سر مبارك حضرت‏ سيدالشهدا(عليه السلام) را وارد دمشق كردند و بنى اميه آن روز را عيد قرار دادند و آن روزى است كه در آن غصه‏ ها تازه مى‏ شود.

كانت مآتم بالعراق تعدها        أموية بالشام من أعيادها
در عراق ماتمهايى بود كه آن را بحساب آوردند       بنى اميه در شام از عيدهاى خود

و در اين روز و به قولى در روز سوم، در سال صدوبيست‏ و يك زيد بن على شهيد شد.

روز سوم: سيد ابن طاووس از كتابهاى اصحاب ما اماميه نقل كرده است كه در اين روز خواندن دو ركعت نماز مستحب است كه‏ در ركعت اول سوره‏ هاى حمد و انا فتحنا و در ركعت دوم سوره‏ هاى حمد و توحيد خوانده و پس از سلام صد مرتبه صلوات و صد مرتبه اللّهمّ العن ال ابى سفيان و صد مرتبه استغفار بگويد، آنگاه حاجت خود را بخواهد.

 

روز هفتم: به قول شهيد و كفعمى و ديگران و از طرفى به قول شيخ كلينى و شيخ طوسى:در روز بيست‏ وهشتم در سال پنجاهم شهادت حضرت مجتبى عليه السّلام‏ واقع شد.[و در اين روز در سال 128 ولادت حضرت موسى بن جعفر(ع) در «ابوا» (منزلى بين مكه و مدينه) اتفاق افتاد.

روز بيستم: روز اربعين و به قول شيخ مفيد و شيخ طوسى روز بازگشت خانواده حضرت حسين(عليه السلام) از شام به مدينه و روز ورود جابر بن عبد الله انصارى به كربلا براى زيارت امام حسين(عليه السلام) است و جابر نخستين زائر آن حضرت پس از شهادت ايشان است و زيارت حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) در اين روز مستحب است.

از حضرت عسگرى(عليه السلام) روايت شده: نشانه‏ هاى مؤمن پنج چيز است: بجا آوردن پنجاه‏ و يك ركعت نمازهاى واجب و نافله در شب‏ و روز، زيارت اربعين، انگشتر به دست راست نمودن و در سجده جبين را بر خاك گذاشتن و بلند گفتن «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم». شيخ در كتاب «تهذيب» و «مصباح»زيارت خاص اين روز را از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده كه در مفاتیح موجود است.

روز بيست‏ وهشتم: سال يازدهم روز وفات حضرت خاتم انبياء(ص) است و روز وفات به اتفاق‏ همه علما روز دوشنبه بوده و هنگام وفات شصت‏ وسه سال داشتند. غسل‏ و حنوطش را اميرالمؤمنين عهده‏ دار بود و پس از غسل و كفن بر بدن مطهرش نماز گذارد، آنگه اصحاب دسته‏ دسته‏ و بدون امام بر آن حضرت نماز خواندند، سپس اميرمؤمنان(ع) آن حضرت را در حجره طاهره، در همان نقطه‏ اى كه از دنيا رفته بود دفن كرد. از انس بن مالك روايت شده زمانى‏ كه از دفن پيامبر فارغ شديم،حضرت فاطمه(س) به سوى من آمد و گفت: چگونه جان‏ و روان شما همراهى كرد بر چهره پيامبر خدا خاك فرو ريزيد، سپس گريست و فرمود:

يَا أَبَتَاهْ أَجَابَ رَبّا دَعَاهُ        يَا أَبَتَاهْ مِن رَبِّهِ مَا أَدْنَاهُ
پدرم، پروردگارت را كه تو را فرا خواند پاسخ دادى       پدرم، چقدر به پروردگارت نزديكى

 

انشاالله رفع بلا شود از همه بچه ها .

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس (ع) آبان93

نوشته شده توسط admin در 1 نوامبر 2014

اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس (ع) آبان93

54

با سایت زاویه همراه باشید

من آب را وقتی فراهم کرده بودم
دل را تهی از ماتم و غم کرده بودم

قبل از زمانی که بریزد آبرویم
نذرش همه دار و ندارم کرده بودم

آقا اگر در دستهایم بود شمشیر
من شرّشان را از سرت کم کرده بودم

دست مرا بستی تو با حرفت وگرنه…
حیوان صفتها را من آدم کرده بودم

فرصت اگر من داشتم با رخصت از تو
دنیای آنها را جهنم کرده بودم

چیز عجیبی نیست چشمم را دریدند
این صحنه را قبلاً مجسم کرده بودم

با ضربۀ گرزی سرم پاشید از هم
وقتی برای مشک سر خم کرده بودم

تیری سه شعبه زحمت من را هدر داد
با اینکه مشکی پُر فراهم کرده بودم

اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس

روی اسبِ سركش امواج زین انداخته
آن كه روی آب را هم بر زمین انداخته

رود انگشتی ست جاری كه ابالفضلِ جوان
پا به دریا برده و بر او نگین انداخته

رود دریای خروشانی شده در پای مرد
مثل ماهی كه به زحمت پوستین انداخته

آن ابالفضلی كه نَفْسَش هم یقیناً سركش است
آن چنان نَفْس قوی را این چنین انداخته

طاق ابرویی كه زیر گیسویش كرده كمین
تیر بر قلب سپاهِ در كمین انداخته

تو رگِ غیرت بخوانش من كلید قفل ها
قل هو اللهی كه بر روی جبین انداخته

در همین نقطه فقط كوهی به كوهی می رسد
روی پیشانیش آن وقتی كه چین انداخته

وسعت دیدش وسیع است و به جنگِ یك سپاه
اولین را كشته روی آخرین انداخته

اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس

ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد
نمک عشق اباالفضل چشیدن دارد

تیغ کافیست، ترنج از سر راهم بردار
مات یوسف شدن انگشت بریدن دارد

راضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن
صید تو ظرفیت درد کشیدن دارد

هروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا
صحن بین الحرمین ست دویدن دارد

حق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین
داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارد

اضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست
بی علمدارشدن، رنگ پریدن دارد

سربازار نباید به تو می خندیدند
جگر گریه گریبان دریدن دارد

اشکهایت سرنی حرف دل زینب بود
مگر این چادر پر وصله خریدن دارد

منابع:بیتوته/ghasemiyoon.ir

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

مناجات با امام حسين عليه السلام

نوشته شده توسط admin در 31 اکتبر 2014

محرم

بالاترین عبادت ما کار نوکری ست

نوکر شدن زمینه ی فردای بهتری ست

ما سال ها اسیر کمالات دلبریم

او قرن ها مدرس احساس دلبری ست

* * * *

روسیاهم ولی تو را دارم ، ناله های مرا جواب بده

بی کس و کارم و گرفتارم ، سر و سامان به این خراب بده

از وجودم گناه می بارد ، پیکرم بوی معصیت دارد

کمکم کن شبیه “جون” شوم خوشبویم کن کمی گلاب بده

* * * *

یوسف بیزار تو بازار ندارد

عاشق تو از خود اختیار ندارد

مات نگاهت شده تا صبح قیامت

* * * *

خواهم زیارت ِ حرمت از خدای تو

ای توتیای دیده جان خاک پای تو

هرشب میان اشک جگر سوز تا سحر

دارم شرر به سینه چو نی از نوای تو

آینه هم فرصت تکرار ندارد

* * * *

روضه برپاشده وباز به هم ریخته ام

 

اشک بسیار ز دوری حرم ریخته ام

 

آنقدر سینه زدم که بدنم خسته شده

 

پر چو فطرس به هواخواهی غم ریخته ام

* * * *

روز ازل که نقشه عالم درست شد

با اذن مادرت گِل آدم درست شد

نامت نشست بر لب زهرا و گریه کرد

آهی کشید فاطمه و غم درست شد

آبی نبود، خاک نبود و فلک نبود

با اشک چشم اوست که زمزم درست شد

تصویب شد برای تو باید که گریه کرد

از آن به بعد ماه محرم درست شد

پیراهنی که دوخت برای تو مادرت

ته مانده اش برای تو پرچم درست شد

دنیا هنوز کاملِ کامل نبود که

با ساختِ حریم تو کم کم درست شد

با نام روضه روی زمین هم بهشت شد

جایی برای گریۀ ما هم درست شد

مقتل نبود و جزوه نبود و خدای خواست

تا که کتاب ابن مقرم درست شد

بی تو جهان نداشت بها و بها گرفت

دنیایِ با حسین، منظم درست شد

بعد از گذشت چند صباحی زداغ تو

بازین چه شورش است و چه ماتم درست شد

* * * *

شکر خدا که وقف شما می شود دلم

از هر که غیر دوست جدا می شود دلم

وقت نیازها به کسی رو نمی زنم

تنها به درگه تو گدا می شود دلم

معراج من مجالس روضه است روز و شب

آماده لقای خدا می شود دلم

شوق عبادتم همه آثار روضه است

با روضه گرم ذکر و دعا می شود دلم

این سینه، سینه نیست، تمامش حسینیه است

با یا حسین عرش خدا می شود دلم

* * * *

بنویسید شدم پیر اباعبدالله

نوکری پیر، به تعبیر اباعبدالله

بنویسید که از کودکی ام تا حالا

بوده ام پای به زنجیر اباعبدالله

طفل جانم که چنین شیر شده در پیری

خورده در کودکی اش شیر اباعبدالله

شیر مهر پسر فاطمه را در کامم

در ازل ریخت علمگیر اباعبدالله

روز و شب در پی برپایی بزمش هستم

فکر و ذکرم شده درگیر اباعبدالله

سرنوشتم چو حبیب بن مظاهر انگار

گره خورده است به تقدیر اباعبدالله

به گمانم که شبی پای علم می میرم

چشم در چشم به تصویر اباعبدالله

آخرش روز دهم جان مرا می گیرد

روضه ی سخت و نفسگیر اباعبدالله

زاويه : ايام محرم را به همه عزاداران حسيني تسليت عرض ميکنم.

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

فداکاري حضرت زينب(س)

نوشته شده توسط admin در 30 اکتبر 2014

بهترین جلوه‎گاه برای شناخت شخصیت وجودی زینب (سلام الله علیها) همان سفر تاریخی کربلا و مطالعه واقعه عاشورا و به دنبال آن خواندن داستان اسارت آن بزرگوار و همراهان او و چگونگی برخورد با ستمگران زمان است

 

ایمان راسخ حضرت زینب علیهاالسلام

اولین و مهمترین خصلت آن بانو محبت و عشق وافری است که به ذات احدیت دارد تا بتواند همه کس و همه چیز را در محضر او ذوب کند و حتی خویشتن خویش را هم نبیند. در مقابل ایمان و اعتقاد به خداوند همین بس که همه مصائب را برای او در راه رضای حق تحمل می‌کند و همه اینها را چون از سوی معبود است، زیبا می‌بیند. وقتی در کوفه ابن زیاد از او سوال می‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» در جواب می‌فرماید: «چیزی جز زیبایی ندیدم.» زیرا که این حرکت در راستای حق و حقیقت و جاودانگی بود. شهادت یک انسان کامل در نظر اولیاء خدا جمیل است نه برای این که جنگ کرده و کشته شده است. بلکه جنگ و قیام برای خدا بوده است. آن گاه که حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بدن پاره پاره برادر را در گودال قتلگاه مشاهده می‌کند با تضرع در پیشگاه خدا می‌گوید: «اللهم تقبل منا هذا القربان.»
این اوج معرفت و ایمان است و عظمت روح را می‌رساند که چون در راه خداست، تحمل آن آسان است.

عبادت زینب سلام الله علیها

عبادت غرض اصلی آفرینش است و امام معصوم سمبل و تجلی این غرض؛ و هرچه یک انسان عابدتر باشد با حرکت آفرینش هماهنگ‌تر و با معصوم مانوس‌تر می‌شود. شاید علت انس حضرت زینب (سلام الله علیها) با برادرش امام حسین (علیه السلام) جلوه‌ای از این عبادت باشد.
حضرت امام حسین علیه السلام در هنگام وداع به زینب کبری فرمود: «خواهرم در نماز شبت مرا به یاد داشته باش.» و نیز از امام سجاد علیه السلام نقل شده است: «عمه‌ام زینب در مسیر اسارت از کوفه به شام هم فرایض و هم نوافل خود را به جای می‌آورد و غفلت نداشت. فقط در یکی از منازل به خاطر شدت ضعف و گرسنگی، نشسته نماز خواند که بعد معلوم شد، سه روز است غذا میل نکرده، زیرا به هر اسیر شبانه روز یک گرده نان می‌دادند و عمه‌ام سهمیه خود را بیشتر اوقات به بچه‌ها می‌داد.»
نوشته‌اند هیچ‎گاه تهجد و نماز شب این بانوی بزرگ ترک نشد. در فرهنگ قرآنی نافله چیزی است که زیاده بر واجب است و از روی تفضل و تبرع انجام می‌گیرد.
حضرت امام حسین علیه السلام در هنگام وداع به زینب کبری فرمود: «خواهرم در نماز شبت مرا به یاد داشته باش.» و نیز از امام سجاد علیه السلام نقل شده است: «عمه‌ام زینب در مسیر اسارت از کوفه به شام هم فرایض و هم نوافل خود را به جای می‌آورد و غفلت نداشت. فقط در یکی از منازل به خاطر شدت ضعف و گرسنگی، نشسته نماز خواند که بعد معلوم شد، سه روز است غذا میل نکرده، زیرا به هر اسیر شبانه روز یک گرده نان می‌دادند و عمه‌ام سهمیه خود را بیشتر اوقات به بچه‌ها می‌داد.»

دانش حضرت زینب علیهاالسلام

حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بانوی علم و فضل است. او علم خود را از جد بزرگوارش پدر ارجمند و مادر گرامی و برادران عزیزش دارد، کسانی که متصل به وحی‎اند. نوشته‌اند حضرت زینب (سلام الله علیها) درس تفسیر برای بانوان داشت. آری دختر امیرالمومنین علی (علیه السلام) به راستی دارای علم وافر خدادادی بود. ابن عباس از وی با این عبارت نقل می‌کند و می‎گوید: «بانوی خردمند ما زینب (سلام الله علیها) و همین بس که در بنی‎هاشم به «عقیله» یعنی بانوی خردمند معروف بود و آن هنگام که حضرت زینب (سلام الله علیها) در اسارت وارد کوفه شد. او بانوانی را که برای تماشا آمده‎اند، می‌شناسد. در و دیوار آن او را به یاد ایامی انداخت که بانوان همین شهر، صف اندر صف منتظر لقایش می‌نشستند تا در درس تفسیرش شرکت کنند و اکنون شهر به شهر می‌گردد.
عبادت غرض اصلی آفرینش است و امام معصوم سمبل و تجلی این غرض؛ و هرچه یک انسان عابدتر باشد با حرکت آفرینش هماهنگ‌تر و با معصوم مانوس‌تر می‌شود. شاید علت انس حضرت زینب (سلام الله علیها) با برادرش امام حسین (علیه السلام) جلوه‌ای از این عبادت باشد.
از سخنان حضرت زینب (سلام الله علیها) در طول مسافرت کربلا، کوفه و شام و خطبه‌ها و سخنرانی‎هایی که در فرصت‌های مختلف در برابر ستمکاران و طاغوتیان آن زمان و مردم دیگر ایراد فرمود، به خوبی معلوم می‌شود که مراتب علم و دانش و کمال آن بانوی بزرگوار از راه تحصیل و تعلیم اکتسابی نبوده و بهره‌ای الهی و جنبه خارق‎العاده داشته است. شاهد این مطلب، کلام امام سجاد (علیه السلام) است که پس از خطبه کوفه بر او فرمود: عمه جان آرام باش و سکوت اختیار کن که تو بحمدالله دانشمندی معلم ندیده و فهمیده‌ای هستی که کسی تو را فهم نیاموخته است.

فداکاری و ایثار عقیله بنی‎هاشم

زینب کبری وقتی احساس کرد مسئولیت بزرگ جهاد در راه خدا و پیکار و مبارزه با بی دینان به دوشش آمده است و در این راه باید از مال و منال و شوهر و زندگی و فرزند بگذرد، حتی اگر لازم شود از دادن جان نیز دریغ نکند، با کمال شهامت و فداکاری از خانه و کاشانه و شوهر و زندگی دست می‌کشد. گویند به هنگام ازدواج حضرت زینب (سلام الله علیها) با عبدالله ابن جعفر، با توجه به علاقه وافری که میان او و برادرش حسین (علیه السلام) بود، شرط کرد که هرگاه برادرش خواست سفری برود، زینب بتواند به همراه برادر مسافرت کند و عبدالله شرط را پذیرفت.

قربانگاه فرزندان :

بانوی فداکار کربلا فرزندان خود را برای قربانی به قربانگاه نینوا می‌آورد و در همه جا یاری مهربان و دلسوز برای رهبر عالیقدر این قیام و نهضت مقدس یعنی اباعبدالله الحسین (علیه السلام) بود و چون عصر عاشورا شد و آن حجت الهی به شهادت رسید، سهم عمده و بار تازه‌ای به دوش این بانوی فداکار نهاده شد که چون کوهی پولادین در برابر دشمنان منحرف ایستاد. در بعضی مقاتل نوشته‎اند: «در روز عاشورا هنگامی که فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) به شهادت رسیدند، ایشان از خیمه بیرون نیامد و بر بالینشان حاضر نشد. وقتی علت را سوال کردند، پاسخ داد: «تا مبادا برادرم خجالت بکشد.»
در مقابل ایمان و اعتقاد به خداوند همین بس که همه مصائب را برای او در راه رضای حق تحمل می‌کند و همه اینها را چون از سوی معبود است، زیبا می‌بیند. وقتی در کوفه ابن زیاد از او سوال می‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» در جواب می‌فرماید: «چیزی جز زیبایی ندیدم.» زیرا که این حرکت در راستای حق و حقیقت و جاودانگی بود.
تجلی و نقش بسیار مهم حضرت زینب (سلام الله علیها) به گونه‌ای است که اکنون پس از قرن‌ها باز هم چنان جلوه‌ای دارد که جامعه اسلامی ما برای ارج نهادن به روحیه ایثار و فداکاری پرستاران و تجلیل از این قشر ایثارگر، روز ولادت فرخنده این بانوی گرانقدر را روز پرستار نامیده است.
پرستاران نیز در ایثار و فداکاری در صف مقدم جامعه هستند و نسبت به سلامت و حیات همنوعان خویش، متعهدانه و دلسوزانه انجام وظیفه می‌کنند. از این رو استقبال کرده‌اند تا این روحیه را هر چه بیشتر در خود تثبیت و با بهره‎گیری از الگویی همچون زینب کبری (سلام الله علیها) پیوسته در مراتب فداکاری و ایثار پیشگام باشند. و می‎دانیم که از این «اسوه» مردانمان، درس مردانگی و حق‎مداری و زنانمان، درس حیا و عفت و پاسداری و پرستاری از حریم زندگی را می‌آموزند.

 

فرزندان حضرت زینب (س) در روز عاشورا

در روز عاشورا، وقتی نوبت به جوانان هاشمی رسید. فرزندان زینب کبری (سلام الله علیها) نیز خود را آماده قتال کردند.
حضرت زینب (سلام الله علیها) در این موقع که فرزندان دلبند خود را راهی قتال با دشمنان دین و قرآن می کرد، حالتی دگرگون داشت. او عقیلة بنی هاشم است. او نائبة الامام است. اصلاً او شریک کربلای حسین (علیه السلام) است. نه بدین جهت که بنابر نقل، فرزندان خود را با دست خود کفن پوش و فدیة راه حسین (علیه السلام) کرده ، که از لحظه ای که از دامن زهرای مرضیه (سلام الله علیها) پای به عرصه وجود گذاشته، دیده به دیدار حسین (علیه السلام) باز کرده است. برای همین است که اهل دل، آفرینش او را برای کربلا معنا کرده اند.
مگر نه آنکه در زمان حضور در کوفه، در مجلس تفسیر قرآن، وقتی آیه شریفة ”کهیعص“ را برای زنان کوفی تفسیر می کرد، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او فرمود:
این عبارت ”کهیعص“ رمزی در مصیبت وارده بر شماست و کربلا را برای آن مخدّره ترسیم کرد.
بسیاری می گویند: زینب کبری (سلام الله علیها)، دو فرزند خود را مهیای نبرد کرد و به آنها تعلیم داد که اگر با امتناع آن حضرت مواجه شدید – کما اینکه آن مظلوم حتی غلام سیاه را از قتال بر حذر می داشت – دائی خود را به مادرش فاطمه (سلام الله علیها) قسم دهید تا اجازه میدان رفتن بگیرید.
پس از این مراحل ابتدا محمد بن عبدالله بن جعفر به میدان آمد و این رجز را سر داد:
اشکوا إلی اللهِ منََ العدوانِ
قِتل قومٍ فی الوری عمیانِ
قَد ترکوا معالِمَ القُرآنِ
و مُحکمَ التَنزیلِ و التِّبیانِ
وَ اَظهروا الکُفرَ مَعَ الطُّغیانِ
” به خداوند شکایت می کنم از دشمنی دشمنان، قوم ستمگری که کورکورانه به جنگ با ما برخاسته اند . نشانه های قرآنی را که محکم و مبیّن و آشکار کننده کفر و طغیان است راترک کردند“
و پس از نبردی نمایان، به شهادت رسید.
پس از او، برادرش عون بن عبدالله جعفر راهی نبرد شد و خود را اینگونه معرفی کرد:
اِن تُنکرونی فَانا بنُ جعفرٍ
شهیدُ صِدقٍ فی الجنانِ الازهر
یطیرُ فیها بجناحٍ اَخضرٍ
کَفی بِهذا شَرَفاً فی المحشرِ
”اگر مرا نمی شناسید من فرزند جعفر هستم که از سر صدق به شهادت رسید و در بهشت نورانی با بال های سبز پرواز می کند. برای من از حیث شرافت در محشر همین کافی است.“
و او نیز، فدایی راه حضرت حسین (علیه السلام) شد.

 

 

 

زاويه : شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند.

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

هرکه دارد هوس کربلا بسم الله

نوشته شده توسط admin در 28 اکتبر 2014

 125

محرم، تنها ماهی است که در تقویم ها با سرانگشت خونین ورق می خورد.

دست‌هایت کو؟ که دل‌تنگم برای دست‌هایت…!

تمام دنیا دست‌هایت را می‌شناسند. تو را همه با دست‌هایت می‌شناسند. دست‌هایی که دستان خداست و از آستین رشادت و شهادت و مهر تو بیرون آمده. همان دست‌هایی که دستان پر سخاوت دریاست و تمام آب‌های دنیا را شرمنده خویش کرده است. دست‌های تو را نمی‌شود نادیده گرفت؛ چون دستان خدا فراتر از همه دست‌هاست. هر که با دست‌‌های تو بیعت کند، دستان خدا را در آغوش گرفته… .

دست‌هایت، آیینه دستان پر پینه مردی ا‌ست که تمام هستی در دست ولایت اوست. مردی که سالیان سال نان بینوایان را بر دوش می‌گرفت و بر در خانه‌های‌شان می‌برد و سفره‌ها‌ی‌شان را نمک‌گیر خویش می‌کرد. تو فرزند دست‌های حیدرى. مردی که ذوالفقار را در دست داشت، ولی هرگز دانه جوی را به ستم از دهان موری باز نگرفت. پس از دستان او که نان‌آور خاک بود، دست‌های تو آب‌آور زمین شدند. دستان تو ساقی روزگارند.
دست‌هایت، برکت عشق را در سفره‌های عاشقان می‌نهند. اینک نان و خرما نه، که از تو آب حیات می‌طلبیم، آب مراد… . از تو عافیت می‌خواهیم. از دست‌های توانگرت، سعادت می‌خواهیم ای مرد! کاش دست‌های تو تمام ابرهای سیاه ستم را از آسمان دنیا فراری دهند. کاش دست‌هایت به یاری انسان برخیزد و او را وارث صلح و آشتی کند.

بوی یاس می آید

هزار و سیصد و شصت و اندی سال از آن روزی که عاشقان و دلباختگان کوی دوست در سرزمین بلا پروانه صفت به دور شمع وجود سردار عشق جمع شدند و جام وصال دوست را سرکشیدند، می گذرد . هنوز هم هر سال محرم و عاشورا که می آید، سرزمین بلا همچون کربلای سال 61 هجری می شود . هنوز هم غروب دهم محرم که می شود، آسمان در فراق یار می گرید و علقمه از بودن خود در سرزمین عاشقی شرمنده می شود که روزی عباس مشک بر دوش گرفت تا جرعه جرعه عشق را در آن بریزد و عطش را از جگرهای تشنه کودکان بردارد .

و عباس، علمدار وفا، نهر علقمه را تا قیام قیامت شرمنده خویش ساخت و عشق را رنگی دیگر بخشید .

عباس و عشق، عباس و علقمه، عباس و دست های از تن جدا، عباس و سینه ای پرتیر، با مشکی که سوراخ بر زمین افتاده است . هیهات از این سینه ای که آماج تیرها قرار گرفته است .

راه باز کنید، و از برای هر قدمش گل یاسی بر زمین بنهید . ملائک! بال در بال هم بنهید و گستره آسمان را پر کنید; با چشمانی به وسعت اقیانوس ها و اشکی به وسعت باران ها!

ای خاک! ای سرزمین کربلا! این جا چه می گذرد؟ حسین عمری سوخته است در شنیدن نام «اخا» از برادرش: «یا اخا ادرک اخاک » و سوز عشق آرام می گیرد .

این چه جمعی است که نهر علقمه از آن بر خود می لرزد; سویی رسول الله … سویی علی … سویی حسن و فاطمه; حسین می آید . و سرزمین نینوا از شیون ملائک پر می شود: «الآن انکسر ظهری و قلت حیلتی … چه سوزان است غروب روز عاشورا; وای از علقمه … وای از دست های بر زمین افتاده … وای از مشک پاره … .

زاويه: السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

مجموعه ترانه هاي پيشواز محرم

نوشته شده توسط admin در 25 اکتبر 2014

مجموعه ترانه هاي پيشواز محرم

اشعار پیشواز ماه محرم , اشعار محرم

سایت تفریحی و سرگرمی زاویه:زاويه مجموعه اي از اشعار و ترانه هاي پيشواز محرم را در اين سايت براي عزاداران حسيني به  نمايش ميگذارد.

دست بر سينه نهاده…همه تعظيم کنيد
مادري دست به پهلو، کمري خم آمد

نوکران، سينه زنان، موي کنان، مويه کنيد
سر برهنه ز جنان حضرت خاتم آمد

 

امشبي را که شب درد دل با يار است
سفره ي دل بگشاييد محرم آمد

پيرهن مشکي ما حوله احرام عزاست
در حسينيه ارباب خدا هم آمد

 

چشم ما گريه کنان وصل به چشم زهراست
زين سبب سلسله ي اشک منظم آمد

بر سياهي عزا ديده ي ما روشن شد
بزم دلداگي يار فراهم آمد

روز محشر که همه خلق خدا حيرانند
رتبه ي زائر ارباب مقدم آمد

قدر بال مگسي اشک بشويد دل ما
قطره ايي پاک تر از چشمه ي زمزم آمد

عرضه بر دوست کنم نوکري يک ساله
که همه عشق خدا صاحب پرچم آمد

فاطمه منتظر آمدن ما بوده
لشگر گريه کنانِ شه عالم آمد

اشعار پیشواز ماه محرم, شعر و ترانه

 نوحه پیشواز ماه محرم

گذشت خاطره هامان، گذشته ها غم شد
شکست قلب زمین باز هم محرم شد

نیامده دل من تنگ رفتنت شده است
بهانه گیر شب روضه خواندنت شده است

سیاه بر تن هر واژه٬ بیت می پوشم
ببخش اگر دهه ی اول آب می نوشم

از این مصیبت و داغی که بر تن گل هاست
دلم به نیزه شد اما سرم هنوز اینجاست
 

سر تو بر نوک نیزه نشان عاشوراست
ببین چقدر تفاوت میان تو با ماست

به پای داغ تو می بارم اشک چون خوشه
شکسته است دلم گوشه های شش گوشه

چه اشک های غریبی در این عزا جاری ست
به روی گونه ی من دسته های سینه زنی ست

صدای نوحه ی بادی غریب و آواره ست
اگر خطا نکنم این صدای گهواره ست

نشسته است کنارش رباب…لالایی
بخواب راحت علی جان!بخواب! لالایی

تمام دشت سکوت و نگاه ها بر ماه
چه اضطراب بدی…لا اله الا الله

 

سیاه پوش عزایی سفید بودم کاش
میان قافله من هم شهید بودم کاش

اگرچه گردن من دور مانده از تیغ است
دو ماه گریه برای تو باز توفیق است

نگویم اینکه برای خودت زهیرم کن
فقط بیا دم مرگ عاقبت به خیرم کن

اشعار پیشواز ماه محرم, شعر و ترانه

 نوحه پیشواز ماه محرم

 

از آسمان منادی ماتم رسیده است
فبک علی الحسین… محرّم رسیده است
     
از آسمان ببار که دل‌ها گرفته است
خون گریه کن که قافله ی غم رسیده است

مشکی به تن کنید که احرام نوکری است
ایام شور و نوحه و سر دم رسیده است
   

ره وا کنید دست به سینه ادب کنید
زهرا ز عرش با کمر خم رسیده است

با گریه بر غم تو به معراج می‌رویم
این ارث مادری است دمادم رسیده است

نام تو ای مبدل السیئات بالحسنات
هر جا به داد توبه آدم رسیده است

والفجر کربلای تو قبل از طلوع عشق
تا ابتدای سوره مریم رسیده است

ای وای رد نیزه و شمشیر کیست این
تا بوسه‌گاه حضرت خاتم رسیده است

تا زنده‌ام بر غم تو گریه می‌کنم
شکر خدا به زخم تو مرهم رسیده است

از غیر خط کرب و بلا دم زدن چرا
از جانب حسین مگر کم رسیده است

حالا زمان یاری مظلوم کربلاست
هل من معین خطاب به ما هم رسیده است

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

چند حديث در مورد امام حسين(ع)

نوشته شده توسط admin در 25 اکتبر 2014

c5a3ba89-891f-406b-8352-cdd96b595693

زاويه رواياتي از امام حسين (ع) را در اين سايت در اختيار عزاداران حسيني قرار ميدهد:

1- حریم پاک:
عن النبى (ص) قال: … و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمه و إنها لمن بطحاء الجنه.
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در ضمن حدیث بلندى مى‏فرماید:
کربلا پاک ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ها است والحق که کربلا از بساط هاى بهشت است.(1)
2- سرزمین نجات:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها کربلا هى البقعه التى کانت فیها قبه الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان.
پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مى‏شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنان که خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .(2)
3- مسلخ عشق:
‏قال على علیه السلام: هذا… مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم ولا یلحقهم من کان بعدهم.
حضرت على علیه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.(3)
4- عطر عشق:
‏قال على علیه السلام: واها لک ایتها التربه لیحشرن منک قوم یدخلون الجنه بغیر حساب. (4)
امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند که بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.

5- ستاره سرخ محشر:
قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض کربلا یوم القیامه کالکوکب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسه الطیبه المبارکه التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنه.(5)
امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین کربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.
6- کربلا وبیت المقدس‏:
قال ابوعبدالله علیه السلام: الغاضریه من تربه بیت المقدس.(6)
امام صادق علیه السلام فرمود: کربلا از خاک بیت المقدس است.
7- فرات و کربلا:
قال ابوعبدالله: ان أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالى…(7)
امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.
8- کربلا کعبه انبیاء:
قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس نبى فى السموات والارض و الا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیاره الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج.(8)
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهى به کربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج کنند.
9- کربلا، مطاف فرشتگان:
‏قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملک فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیاره الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج.(9)
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجى از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج کنند و از آنجا اوج گیرند.
10- راه بهشت:
‏قال ابوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام ترعه من ترع الجنه.(10)
امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت است.
11- کربلا حرم امن‏:
قال ابوعبدالله علیه السلام: ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل ان یتخذ مکه حرماً.(11)
امام صادق (ع) فرمود: به راستى که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آن که مکه را حرم قرار دهد.( شایان ذکر است منظور از این روایت درعالم بالا می باشد که قبل از مکه، کربلا حرم امن الهی قرار گرفت.)
12- زیارت مداوم:
‏قال الصادق علیه السلام: زوروا کربلا ولا تقطعوه فان خیر أولاد الانبیاء ضمنته…(12)
امام صادق (ع) فرمود: کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است.
13- بارگاه مبارک:
‏قال الصادق علیه السلام: « شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذکره الله فى القرآن،( قصص/30) هو الفرات و« البقعه المبارکه» هى کربلا. (13)
امام صادق (ع) فرمود: آن « ساحل وادى ایمن» که خدا در قرآن یاد کرده فرات است و « بارگاه با برکت» نیز کربلا است.
14- شوق زیارت:
‏قال الامام باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیاره قبرالحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً.(14)
امام باقرعلیه السلام فرمود: اگر مردم مى‏دانستند که چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت مى‏مردند.
15- حج مقبول و ممتاز:
قال ابوجعفرعلیه السلام: زیاره قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیاره قبور الشهداء، و زیاره قبرالحسین بن على علیهما السلام تعدل حجه مبروره مع رسول الله صلى الله علیه و آله.(15)
امام باقر علیه السلام فرمودند: زیارت قبر رسول خدا (ص) و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى که همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.
16- تولدى تازه‏:
عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام … فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلک وصله نبیه حرج من ذنوبه کیوم ولدته امه.(16)
حمران مى‏گوید هنگامى که از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقرعلیه السلام به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‏دهم که هر کس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت کند و مرادش از این کار رضایت خدا و تقرب به پیامبر(ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید مانند روزى که مادرش او را زاده است.
17- زیارت مظلوم‏:
عن ابى جعفر و ابى عبدالله علیهماالسلام یقولان: من احب أن یکون مسکنه و مأواه الجنه، فلا یدع زیاره المظلوم.(17)
از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده که فرمودند: هر کس که مى‏خواهد مسکن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم – امام حسین- را ترک نکند.
18- شهادت و زیارت‏:
قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا قبرالحسین علیه السلام ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنه من الخلق و سید شباب الشهداء.(18)
امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت کنید و با ترک زیارتش به او ستم نورزید، چرا که او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.
19- زیارت، بهترین کار:
قال ابوعبدالله علیه السلام: زیاره قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما یکون من الأعمال.(19)
امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین کارهاست که مى‏تواند انجام یابد.
20- سفره‏هاى نور:
قال الامام الصادق علیه السلام: من سره ان یکون على موائد النور یوم القیامه فلیکن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام.(20)
امام صادق (ع) فرمود: هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد.
21- شرط شرافت:
‏قال الصادق علیه السلام: من اراد ان یکون فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام فلا یدع زیاره الحسین علیه السلام. (21)
امام صادق (ع) فرمود: کسى که مى‏خواهد در همسایگى پیامبر(ص) و در کنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترک نکند.
22- زیارت، فریضه الهى:
‏قال ابوعبدالله علیه السلام: لو ان احدکم حج دهره ثم لم یزرالحسین بن على علیهماالسلام لکان تارکا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسین فریضه من الله تعالى واجبه على کل مسلم.(22)
امام صادق (ع) فرمود: اگر یکى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسین علیه السلام را زیارت نکند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترک کرده است؛ چرا که حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.
23- کربلا کعبه کمال:
‏قال ابوعبدالله علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام حتى یموت کان منتقص الایمان منتقص الدین، ان ادخل الجنه کان دون المؤمنین فیها.(23)
امام صادق (ع) فرمود: هر کس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم که برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود.
24- از زیارت تا شهادت:
‏قال ابوعبدالله علیه السلام: لا تدع زیاره الحسین بن على علیهماالسلام و مُرّ أصحابک بذلک یمدالله فى عمرک و یزید فى رزقک و یحییک‏ الله سعیدا ولا تموت الا شهیدا.(24)
امام صادق (ع) فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترک نکن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش کن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد کند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر با شهادت.
25- حدیث محبت‏:
عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام و بغض زیارته.(25)
امام صادق (ع) فرمود: هر کس که خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد کینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.
بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

اعمال ماه محرم

نوشته شده توسط admin در 22 اکتبر 2014

 اعمال ماه محرم

parcham_mahe_moharam

سایت زاویه: ما همراه شماهستیم در ماه محرم  93:اعمال ماه محرم

محرم؟

پيش از اسلام عرب، جنگ در اين ماه را حرام مي‌دانست و ترك مخاصمه مي‌كرد؛ لذا از آن زمان اين ماه بدين اسم نامگذاري شد.(1) و روز اول محرم را اول سال قمري قرار دادند.(2) در توضيح اين كه چرا ماه‌هاي ديگر كه جنگ در آنها حرام است، محرم ناميده نمي‌شود مي‌توان گفت: چون ترك جنگ از اين ماه شروع مي‌شد به آن محرم گفتند.

 

اين ماه در مكتب تشيع يادآور نهضت حضرت سيدالشهدا و حماسه‌ جاودان كربلاست.

 

اين ماه، يادآور دلاورمردي‌هاي ياران با وفاي اباعبدالله الحسين(عليه السلام)، فداكاري‌هاي زينب كبري(سلام الله عليها)، حضرت سجاد(عليه السلام)، و همه‌ اسراي كاروان امام حسين(عليه السلام)، است. اين ماه، يادآور خطبه‌ها و شعارهاي آگاهي‌بخش سالار شهيدان، نطق آتشين حضرت زينب(سلام الله عليها) و خطابه‌ غرّاي زين العابدين(عليه السلام)، است.

اين ماه، يادآور استقامت حبيب بن مظاهر و شهادت عون و جعفر است.

آري اين ماه، ماه پيروزي حق بر باطل است.

 

محرم از منظر ائمه(عليهم السلام)

شيعيان از امام رضا(عليه السلام)، چنين نقل شده است:

«وقتي محرم فرا مي‌رسيد، پدرم خندان ديده نمي‌شد، حزن و اندوه تا پايان دهه‌ اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصيبت و گريه ايشان بود.»(3)

همچنين حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره‌ عاشورا مي‌فرمايد:

«كسي كه عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه‌اش باشد، خداوند قيامت را روز شادماني و سرور او قرار خواهد داد.»(4)

 

اعمال شب اول ماه محرم

نماز: اين شب چند نماز دارد كه يكي از آنها به شرح ذيل است:

دو ركعت، كه در هر ركعت بعد از حمد يازده مرتبه سوره‌ توحيد خوانده شود.

 

در فضيلت اين نماز چنين آمده است:

«خواندن اين نماز و روزه داشتن روزش موجب امنيّت است و كسي كه اين عمل را انجام دهد، گويا تمام سال بر كار نيك مداومت داشته است.»(5)

 

احياي اين شب.(6)

 

نيايش و دعا.(7)

 

روز اول محرم

اول محرم هر سال اولين روز سال قمري است. از امام محمدباقر(عليه السلام) روايت شده است: «آن كس كه اين روز را روزه بدارد، خداوند دعايش را اجابت مي‌كند، همانگونه كه دعاي زكريا(عليه السلام) را اجابت كرد.»(8)

دو ركعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعاي زير قرائت گردد:

«اللّهم انت الاله القديم و هذه سنةٌ جديدةٌ فاسئلك فيها العصمة من الشيطان و القوَّة علي هذه النّفس الامّارة بالسُّوء»(9)؛ بارالها! تو خداي قديم و جاوداني و اين سال، سال نو است، از تو مي‌خواهم كه مرا در اين سال از شيطان حفظ كني و بر نفس اماره (راهنمايي كننده) به بدي پيروز سازي.

 

روز دوم محرم

در چنين روزي كاروان امام حسين(عليه السلام) در سال 61 ه‍ .ق وارد سرزمين كربلا شد و با ممانعت لشكر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گرديد.(10)

 

روز سوم محرم

از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نقل شده است:

«هر كس در اين روز روزه بگيرد، خداوند دعايش را اجابت كند.»(11)

در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد كربلا شد.

 

روز چهارم محرم

بي‌نتيجه بودن مذاكره حضرت سيدالشهداء(عليه السلام)، با عمر بن سعد براي وادار كردن لشكر وي به ترك جنگ و دعوت او و لشكرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.

 

روز هفتم محرم

روزه گرفتن مستحب است.

 

روز نهم محرم

تاسوعاي حسيني، روز محاصره‌ امام حسين(عليه السلام) و اصحابش در سرزمين كربلا توسط سپاه شمر.(12)

 

اعمال شب عاشورا

چند نماز براي اين شب در روايات آمده است كه يكي از آنها چنين است:

چهار ركعت نماز كه در هر ركعت بعد از سوره‌ حمد، 50 بار سوره‌ توحيد خوانده مي‌شود. پس از پايان نماز، 70 بار «سبحان الله والحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اكبر ولا حول ولا قوة الاّ بالله العليّ العظيم» خوانده شود.(13)

 

احياي اين شب كنار قبر امام حسين(عليه السلام).(14)

 

دعا و نيايش. (15)

 

روز عاشورا

عزاداري بر امام حسين(عليه السلام) و شهداي كربلا، در اين مورد از امام رضا(عليه السلام) نقل شده است:

 

هر كس كار و كوشش را در اين روز، رها كند، خداوند خواسته‌هايش را برآورد و هر كس اين روز را با حزن و اندوه سپري كند، خداوند قيامت را روز خوشحالي او قرار دهد. (16)

 

زيارت امام حسين(عليه السلام).(17)

 

روزه گرفتن در اين روز كراهت دارد؛ ولي بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشاميدن خودداري شود. (18)

 

آب دادن به زائران امام حسين(عليه السلام).(19)

 

خواندن سوره توحيد هزار مرتبه.(20)

 

خواندن زيارت عاشورا. (21)

 

گفتن هزار بار ذكر «اللّهم العن قتلة الحسين(عليه السلام).»(22)

 

روز دوازدهم محرم

ورود كاروان اسيران كربلا به كوفه و شهادت حضرت سجاد(عليه السلام) در سال 94 ه‍ .ق.

 

روز بيست و يكم محرم

1ـ روزه‌ اين روز مطلوب است. (23)

 

پي‌نوشت‌ها:

1- مصباح كفعمي، ص 509.

2- فرهنگ عاشورا، ص 405، جواد محدثي.

3- وسائل الشيعه، ج 5، ص 394، حديث 8.

4- همان، حديث 7.

5- بحارالانوار، ج 98، ص 333؛ وسائل الشيعه، ج 5، ص 294، حديث 1؛ مفاتيح الجنان، ص 286.

6- مصباح المتهجد، ص 783.

7- بحارالانوار، ج 98، ص 324.

8- عروة الوثقي، ج 2، ص 243؛ وسائل الشيعه، ج 7، ص 347، حديث 3.

9- بحارالانوار، ج 98، ص 334.

10- فرهنگ عاشورا، ص 406.

11- عروة الوثقي، ج 2، ص 242؛ وسائل الشيعه، ج 7، ص 348.

12- وسائل الشيعه، ج 7، ص 339، حديث 1.

13- همان، ص 295، حديث 4 و 5.

14- بحارالانوار، ج 98، ص 340.

15- همان، ص 338.

16- بحارالانوار، ج 98، ص 43، حديث 5.

17- كامل الزيارات، ص 174، حديث 5 و 6.

18- وسائل الشيعه، ج 7، ص 338، حديث 7.

19- كامل الزيارات، ص 174، حديث 5.

20- وسائل الشيعه، ج 7، ص 339، حديث 8.

21- كامل الزيارات، ص 174.

22- مفاتيح الجنان، ص 298.

23- بحارالانوار، ج 98، ص 345، حديث 1.

“سيد عباس رفيعي پور”

 

با سایت زاویه در ماه محرم همراه باشید.

منبع:بیتوته

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

اس ام اس پیشواز ماه محرم 93

نوشته شده توسط admin در 22 اکتبر 2014

اس ام اس پیشواز ماه محرم93

004-Muharram

سایت زاویه:اس ام اس های ویژه محرم 93 را در سایت زاویه دنبال کنید:

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

 از داغ حسین اشک نم نم داریم ، در خانه سینه تا ابد غم داریم ، پیراهن و شال مشکی آماده کنید ، چند روز دگر تا به محرم داریم..!

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

میان دل ز عشقت لاله باغیست ، بحمدالله که قلبم مست ساقیست ، بساط گریه را آماده سازید ، که 3 شب تا محرم وقت باقیست..!

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

محرم آمد .. دلم مست و لبم مست و سرم مست ، بخون ای دل که صبرم رفته از دست ، بخون ای دل محرم اومد از راه ، بخون هاجر تو با عباس بی دست..!

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

ما  زین جهان از پی دلدار میرویم ، به شوق دیدار حیدر کرار میرویم ، درب بهشت گر نگشایند به روی ما ، ما بچه ی مسعودیه ایم از روی دیوار میرویم..!

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

تمام شد شب عید و نوای غم آید ، که نم نمک غم عالم به روی هم آید ، صدای قافله ی عشق میرسد بر گوش ، که چند شب دگر آقا محرمت آید..!

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

کم کم سیاهی علمت دیده می شود ، آثار خیمه های غمت دیده می شود ، افتاده سینه ام به تپشهای انتظار ، از روی تل دل حرمت دیده میشود..!

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

ارباب صدای قدمت می آید ، هنگامه ی اوج ماتمت می آید ، ما در تب و تاب غم تو می سوزیم ، 2 شب دیگر محرمت می آید..!

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

خواستم شکوه کنم ، به دلم بد آمد ، یادم افتاد کسی هست که خواهد آمد ، حتم دارم کلماتش همه باران هستند ، حرفهایش به دل انگیزی قرآن هستند ، عطر هر گل چو مسیح از نفسش می بارد ، چه شبی می شود آن شب که علم بر دارد..!

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

هردم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله ، یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است ، این زن صدایش آشناست ، ای وای بر من زینب است..!

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود ، دلها همه آماده ی پرواز شود ، با بوی محرم الحرام تو حسین ، ایام عزا و غصه آغاز شود..!

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

جان مولانا و سعدی و لسان الغیب ها
جان عطار و نظامی، شاعران خاك ما
باد قربان آن شاعر كه از جانش سرود:
‘بر مشامم می رسد هر لحظه بوی كربلا!’

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

محرم آمد و این دل هنوز محرم نیست

هنوز قلب من آماده ى محرم نیست

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

درعرش مجلس غم أرباب عالم است

مشكى بپوش اى دل شیدا محرم است

غش كرد فاطمه به خدا محتشم بس است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ

نوکری ننگ است اما گاه دارد افتخار

هر که نوکر بر حسین گردید آقایی کند

منبع:3nasl.com/بیتوته

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

الا اي محرم!!!

نوشته شده توسط admin در 19 اکتبر 2014

 parcham_mahe_moharam

 

الا اي محرم!

“السلام عليک” راکه ميشنويم،عطر خوش صحراي کربلا به مشام دل و جان مي رسد.

باد مي وزد….

بايد سحرگاهان پنجره را باز بگذارم

شايد کمي بوي عطر سيب حرمت را

برايم بياورد….

 

از روزی که در نهر جانمان فرات سوز و علقمه عطش جاری ساخته اند،از شبی که در پیاله دلمان شربت گوارای ولایت ریخته اند،دلمان یک حسینیه پر شور است.

در حسینیه دلمان، مرغهای محبت سینه می زنند و اشکهای یتیم در خرابه چشم، بی قراری می کنند.

سینه ما تکیه ای قدیمی است، سیاهپوش با کتیبه های درد و داغ، که درب آن با کلید « یا حسین » باز می شود و زمین آن با اشک و مژگان، آب و جارو می شود.

ما دلهای شکسته خود را وقف اباعبدالله کرده ایم و اشک خود را نذر کربلا، و این « وقفنامه » به امضای حسین رسیده است.

صبحها وقتی سفره عزا گشوده می شود، دل روحمان گرسنه عاطفه و تشنه عشق می شود. ابتدا چند مشت «آب بیداری » به صورت جان می زنیم تا «خواب غفلت » را بشکنیم.

زیارتنامه را که می بینیم، چشممان آب می افتد و «السلام علیک » را که می شنویم، بوی خوش کربلا به مشام دل می رسد.

توده های بغض، در گلویمان متراکم می گردد و هوای دلمان ابری می شود و آسمان دیدگانمان بارانی!

سر سفره ذکر مصیبت، قندان دهانمان را پر از حبه قندهای «یا حسین » می کنیم و نمکدان چشممان دانه دانه اشک بر صورتمان می پاشد، به دهان که می رسد، قند و نمک در کاممان می آمیزد و این محلول شور و شیرین با درمان عشق ماست و ما نمک گیر سفره حسین می شویم و این است که تا آخر عمر، دست و دل از حسین بر نمی داریم.

آنگاه، جرعه جرعه زیارت عاشورا می نوشیم و سر سفره توسل، ولایت را لقمه لقمه در دهان کودکانمان می گذاریم.

در این خشکسالی دل و قحطی عشق، نم نم باران اشک، غنیمتی است!

خدایا!  ما را به چشمه کربلا تشنه تر کن!

و تو ای محرم!

تو آن كیمیاى دگرگونه‏ سازى كه مرگ حیات آفرین را – به نام «شهادت‏» به اكسیر عشقى كه در التهاب سر انگشت ‏سحرآفرینت نهفته است، چو شهدى مصفا و شیرین به كام پذیرندگان مى‏ چشانى.

تو آن خشم خونین خلق خدایى كه از حنجر سرخ و پاك شهیدان برون زد.

تو بغض گلوى تمام ستمدیدگانى كه در كربلا ، نیمروزى به یكباره تركید و آن خون دل و دیده روزگار كه با خنجر كینه توز ستم، بر زمین ریخت.

الا اى محرم! تو به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان كه همواره بر ضد بیداد، قامت كشیدند و در صفحه سرخ تاریخ، زیباترین نقش جاوید را آفریدند، تو آن آشناى كهن یاد و دشمن‏ ستیزى كه همواره در یادشانى.

الا اى محرم!…

 

زاويه به روايت امام حسين(عليه السلام):من قيام نکرده ام براي اخلال وافساد وظلم،بلکه قيام من بخاطر امر به معروف ونهي از منکر  ونشان دارن راه رسول اکرم (ص)و پدرم امير المؤمنين(عليه السلام)واصلاح مفاسد در امت جدم مي باشد.

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی

در مورد عید غدیر بیشتر بدانید

نوشته شده توسط admin در 11 اکتبر 2014

در مورد عید غدیر بیشتر بدانید

عید غدیر

غدیر اكمال دين و اتمام نعمت

سایت تفریحی وسرگرمی زاویه:در مورد ماجرای عید غدیر بیشتر بدانید:غدير اساس دين اسلام و ثمره نبوت پيامبر(ص) است. نام غدير تعيين كننده صراط مستقيم تا آخرين روز دنياست،‌ و خطابه غدير زنده‌ترين سند آن نتيجه‌اش، ولايت اميرالمومنين (ع) است. در طول تاريخ بعثت پيامبر اسلام تنها حكم غدير است كه با مقدماتي خاص دور مكاني خاص و در بين اجتماعي عظيم مطرح شده است، زيرا احكام الهي ديگر يا در مسجد پيامبر(ص) و يا در خانه آن حضرت براي عده‌اي گفته مي‌شد و بعد خبر به همه مي‌رسيد. از اين رو ما مي‌توانيم به متمايز بودن مسئله غدير پي ببريم.1

ماجراي غدير

در سال دهم هجرت پيامبر (ص) از طرف خداوند مأمور شدند تا دو مسئله مهم دين اسلام را به مردم ابلاغ نمايند و آن دو مسئله عبارت بودند از حج و ولايت و خلافت دوازده امام (ع). پس از اين اعلان مردم با عجله آماده خروج از مكه شدند. بعد از اينكه افراد به محل غدير خم رسيدند پيامبر بر روي منبري كه در زير درخت كهنسالي كه در آنجا بود ساخته بودند رفت و سپس دستور داد تا اميرالمومنين (ع) را فراخواندند و دستور دادند بالاي منبر پيامبر و دست راست آن حضرت بايستد، پس پيامبر منتظر ايستادند تا مردم كاملاً جمع شدند و آنگاه خطابه رسمي خود را بيان نمودند.

 

ايشان در اثناي خطبه دو عمل را انجام دادند، در ابتدا پس از مقدمه چيني و ذكر مقام خلافت و ولايت اميرالمومنين(ع) براي اينكه هرگونه شك و شبهه‌اي را برطرف نموده باشند پس از شرح مقام ولايت به صورت لساني حضرت علي(عليه‌السلام) را جانشين خود خواندند و آن را بدينگونه عنوان كردند كه: «باطن قرآن و تفسير آن را براي شما بيان نمي‌كند مگر اين كه كسي كه دست او را مي‌گيرم و او را بلند مي‌كنم و بازويش را گرفته‌ و او را بالا مي‌برم» سپس حضرت بازوان علي (ع) را گرفتند سپس فرمودند: «هر كس من مولي و صاحب اختيار اويم اين علي مولي و صاحب اختيار اوست». و اقدام عملي دوم حضرت پيامبر، بيعت گرفتن از مردم بود، چون زياد بود و گرفتن بيعت از آن جمعيت انبوه غيرممكن بود لذا ممكن بود كه افرادي به بهانه‌هاي مختلف از بيعت شانه خالي كنند، حضرت فرمودند به خاطر ازدحام جمعيت امكان بيعت‌گرفتن از همه وجود ندارد اين سخن را كه من مي‌گويم تكرار كنيد و بگوييد: «ما فرمان تو را از جانب خداوند كه درباره علي‌بن‌ابيطالب و امامان و مريدانش به ما رساندي اطاعت مي‌كنيم و به آن راضي هستيم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر اين مدعا بيعت مي‌كنيم… عهد و پيمان در اين‌باره براي آنان از ما از قلب‌ها و جان‌ها و زبان‌ها و ضماير و دستانمان گرفته شد. هر كس با دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار كرده است».

 

وقتي كلام حضرت پايان يافت همه مردم سخن ايشان را تكرار نمودند و بدينوسيله بيعت عمومي گرفته شد. در مراسم بيعت، پيامبر (ص) عمامه خود را كه «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمومنين (ع) قرار دادند.

 

ادعاي منافقان و دشمنان علي مبني بر اينكه هدف از مراسم غدير، اعلان دوستي حضرت پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و اله) به علي(عليه‌السلام) است:

پيامبر زماني كه صحابه جمع شدند تا ايشان خطبه غدير و مراسم غدير را اجرا كنند و فرمودند: «اي مردم من علي را دوست دارم!» و چند بار اين جمله را تكرار نمودند و سؤالي كه مطرح مي‌شود اين است كه آن حادثه‌اي كه پيامبر مي‌خواست مردم ببينند و آن را به گوش ديگران برسانند آيا به اين علت بود كه پيامبر علي را دوست دارد؟ آيا چنين حركتي از يك انسان عادي قابل قبول است؟ و آيا حركتي بيهوده نبوده است؟ و مگر مسلمانان نمي‌دانستند كه پيامبر را دوست دارد؟ ولي مي‌توان اين موضوع را اينگونه پاسخ داد كه اگر روز غدير تنها براي ابلاغ دوستي بود، پس چرا جبرييل، آن فرشته بزرگ وحي بيايد و رسول خدا را از پيام وحي آگاه كند و چنانكه خود شخص رسول خدا (ص) فرمودند: همانا جبرييل كه درود خدا بر او باد سه بار بر من نازل شده و سلام خدا را رساند، و فرمود كه در اين مكان (غديرخم) توقف نمايم، و به سياه و سفيد شما اعلام كنم كه علي‌بن‌ابيطالب وصي و جانشين و پيشواي شما بعد از من است، جايگاه او نسبت به من، مانند هارون نسبت به موسي پيامبر است، با اين تفاوت كه پس از من پيامبري نخواهد آمد، علي(ع) پس از پيامبر، رهبر شماست، و خداوند بزرگ آيه‌اي در قرآن در همين مسئله نازل فرموده كه: همانا رهبر و سرپرست شما خدا و رسول او و كساني كه ايمان آوردند و نماز را به پاي دارند، و در حال ركوع زكات بپردازند. همانطور كه مي‌دانيم علي‌(عليه‌السلام) نماز را به پاداشت، و در حال ركوع زكات پرداخت و در هر حال خدا را مي‌طلبيد و اگر هدف آن حضرت تنها اعلان دوستي با علي (عليه‌السلام) بوده، پس چرا آيه نزول آيه 55 سوره مائده (بلغ ما انزل اليك) به اعلام رهبري امام علي (عليه‌السلام) ارتباط دارد كه در اين آيه خداوند مي‌فرمايد: اي رسول خدا آنچه درباره علي از طرف خدا بر تو نازل شد، ابلاغ كن يعني رهبري علي (عليه‌السلام) بر امت اسلامي را به مسلمانان بازگو و چرا در سخنراني خود، امامت و وصايت امام علي (عليه‌السلام) را آشكارا بيان نمود.2

خطابه‌هاي قبل از غدير

اولين خطابه حضرت رسول در منا بود. اين خطبه اشاره به امنيت اجتماعي مسلمين از نظر مال، و جان و آبرو داشت، سپس آن حضرت خونهاي به ناحق ريخته شده و اموال به ناحق گرفته شده در دوران جاهليت را بخشيدند تا بدين وسيله كينه‌توزي‌ها از بين برود، و سپس در اين خطابه فرمودند: «اگر من نباشم علي‌بن‌ابيطالب در مقابل متخلفين خواهد ايستاد» و سپس ايشان حديث ثقلين را بيان فرمودند: « من دو چيز گرانبها در ميان شما باقي مي‌گذارم كه اگر به اين دو تمسك كنيد هرگز گمراه نمي‌شويد: كتاب خدا و عترتم يعني اهل‌بيتم».

 

دومين خطابه را حضرت در مسجد حنيف در منا فرمودند: ايشان در اين خطبه به اخلاق عمل، دلسوزي براي امام مسلمين و تفرقه نينداختن سفارش فرمودند و تساوي همه مسلمانان در برابر حقوق و قوانين الهي را اعلام كردند.3

نگاهي به حديث روز غدير در منابع اهل سنت

در صفحات 56/ 55 ج اول سنن ابن‌ماجه چنين آمده است كه: «همراه رسول خدا از سفر حج برمي‌گشتيم كه در ميان راه ايشان دستور دادند تا همه افراد جمع شدند، آنگاه خطاب به جمعيت فرمودند: آيا من بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم؟ گفتند: آري، فرمود: اين شخص- علي (عليه‌السلام)- ولي هر كسي است كه من مولاي اويم، خدايا! دوست بدار هر كه را كه او را دوست مي‌دارد و دشمن بدار هر كه را كه او را دشمن مي‌دارد.

 

ترمذي در ج دوم جامع خود با سند خويش از مسلمه‌بن كهيل نقل مي‌كند كه مي‌گفته است، از ابوالطفيل شنيده كه او از ابوسريحه يا از زيدبن ارحم از فرموده رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و آله) نقل كرده كه پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و آله) فرموده‌اند: «هر كه من مولاي اويم، علي مولاي اوست». كتاب مجمع الزوائد خود، حديث غدير را نخست به نقل از طيرني آورده و سپس از گفته علي(عليه‌السلام) نيز نقل مي‌كند كه فرموده است: به دستور پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و آله) در منطقه خم نخست زير درختي را از خار و خاشاك پاك كردند، آنگاه پيامبر در حالي كه دست مرا در دست گرفته بودند: خطاب به مردم فرمودند: اي مردم! آيا شما گواهي نمي‌دهيدكه خداوند پروردگار شماست؟ گفتند: آري، گواهي مي‌دهيم. سپس فرمود: آيا گواهي نمي‌دهيد به اينكه خدا و رسول او بر شما از خودتان سزاوارترند و اينكه خدا و رسول خدا مولاي شمايند؟ گفتند: آري، همين‌گونه است. پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: هر كس كه خدا و رسولش مولاي اويند اين مرد مولاي او خواهد بود.4

غدير از نظر اهل‌بيت (عليه‌السلام)

پيامبر اكرم (صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: روز غديرخم برتر اعياد امت من است و آن روزي است كه خداي متعال به من امر فرمودند تا برادرم علي‌بن‌ابيطالب (عليه‌السلام) را به عنوان علم (هدايت) براي امتم معرفي كنم، تا پس از من به وسيله او هدايت شوند.

حضرت علي (عليه‌السلام) مي‌فرمايند: ايشان در سالي كه روز جمعه و عيدغدير در يك روز افتاده بود فرمودند: امروز، روزي بس بزرگ است. امروز روز كامل‌شدن دين است، امروز روز عهد و پيمان است. امروز،‌ روز بيان حقايق ايمان است. امروز روز راندن شيطان است.

 

حضرت فاطمه زهرا(س): محمدبن‌لبيد گويد: روزي به حضرت فاطمه‌(س) عرض كردم، آيا رسول خدا بر امامت علي‌(عليه‌السلام) تصريح فرمودند: حضرت فرمودند: و اعجبا، آيا روز غدير را فراموش كرديد! امام حسن مجتبي: در سال 41 هجري، زماني‌ كه امام حسن مجتبي(عليه‌السلام) مي‌خواست پيمان صلح را با معاويه منعقد كند خطبه‌اي خواندند كه در ضمن آن خطبه فرمودند: اين امت، جدم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) را ديدند و از او شنيدند، كه دست پدرم را در غديرخم، به دست گرفت و به آن‌ها فرمود: (من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه، سپس به آن‌ها امر فرمودكه حاضران به غايبان بگويند.

 

امام محمد باقر(عليه‌السلام) فرمودند: ابليس چهار روز از سر ضعف و عجز ناله سرداد: روزي كه مورد لعن قرار گرفت، روزي كه به زمين فرستاده شد، روزي كه پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) به نبوت مبعوث شد، و روز عيدغديرخم.5

 

در كتاب ثواب الاعمال روايتي به نقل از قاسم‌بن‌يحيي از پدربزرگش حسن‌بن‌راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (عليه‌السلام) عرض كردم: فدايت شوم آيا براي مسلمانان عيد ديگري جز فطر و قربان وجود دارد؟ فرمود: اي حسن! آري، عيدي كه از اين دو عيد شريف‌تر و برتر است. گفتم: آن كدام است؟ فرمود: روزي كه اميرالمومنين براي مردم به عنوان نشانه هدايت برگزيده شد. پرسيدم: كدام روز هفته بوده است؟ فرمود: روزي در سال‌ها تغيير مي‌كند، آن‌ روز هجدهم ذي‌حجه است گفتم: فدايت شوم، براي ما چه كاري شايسته است كه در آن روز انجام دهيم؟ فرمود: اي حسن! آن روز را روزه بگير و فراوان بر محمد اهل‌بيت او درود فرست و به پيشگاه خداوند از آنان كه بر ايشان ستم كرده‌اند و منكر حق آنان شده‌اند، بيزاري بجوي! و پيامبران گذشته به اوصياي خود سفارش مي‌كرده‌اند كه اين روز را عيد بگيرند. حسن‌بن راشد مي‌گويد گفتم: براي كسي از ما كه آن روز را روزه بدارد چه پاداشي است؟ فرمود: معادل شصت ماه روزه‌گرفتن.6

 

امام رضا (عليه‌السلام) مي‌فرمايند: اين روز، روز عيد اهل‌بيت محمد عليهم‌السلام است. هر كس اين روز را عيد بگيرد خداوند مالش را زياد مي‌كند.

امام هادي(عليه‌السلام) مي‌فرمايند: روز غدير روز عيد است، و افضل اعياد نزد اهل‌بيت و محبان ايشان به شمار مي‌آيد.7

آيا غدير، يك حركت دفعي و يك عمل يك‌باره بود يا در مورد آن تصميم گرفته شد؟

يكي از سؤالاتي كه درمورد غدير مطرح مي‌شود اين است كه آيا اين ماجرا يك حركت دفعي بوده يا در مورد آن تصميم گرفته ‌ شده است؟ و يا اينكه اصلاً بحثي در اين رابطه بوده و در سرزمين (جحفه) يك مرتبه به پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و آله) وحي نازل شد كه علي(عليه‌السلام) را به عنوان جانشين خود انتخاب كن در غير اين صورت اصلاً دين را تبليغ نكرده‌اي، كدام يك از اين دو ديدگاه درست است؟ به احتمال زياد ديدگاه دوم صحيح است و اين چنين نبوده كه در غدير و يك مرتبه و بدون هيچ به سابقه‌اي پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و آله) وحي شده باشد كه علي (عليه‌السلام) را به عنوان جانشين خود معرفي كن واگر معرفي نكني دين را تبليغ نكرده‌اي. خير اين‌گونه نبوده‌است زيرا سابقه جانشيني علي(عليه‌السلام) به زمان اعلان رسمي و علني دين اسلام برمي‌گردد و از زماني كه آيه مباركه( و انذر عشيرتك الا قربين) نازل شده كه طبق آن پيامبر مأمور شدند تا بستگان خود را جمع و آن‌ها را با دعوت و سخن خود آشنا نمايد، در همان روز جانشيني علي‌(عليه‌السلام) اعلام شده و از آن پس هم حضرت رسول در طول دوره نبوت خود بارها موضوع جانشيني حضرت علي‌(عليه‌السلام) را مطرح كردند. و در اين مورد اسناد بسيار معتبري داريم كه حتي برخي از محققين اهل سنت هم به آن اذعان مي‌كنند. به عنوان مثال: عمران‌بن حصين مي‌گويد: پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: به درستي كه علي از من است و من هم از او هستم،‌ و او ولي هر مؤمن است بعد از من.

 

معجزه غدير

واقعه عجيبي كه به عنوان يك معجزه تلقي مي‌شد در روز عيد غدير اتفاق افتاد و آن ماجراي «حارث فهوي» بود. در آخرين ساعات از روز سوم،‌ او با 12 نفر از اصحابش نزد پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و آله) آمد و گفت:

 

«اي محمد! سه سؤال از تو دارم: آيا شهادت به يگانگي خداوند و پيامبر خود را از جانب پروردگارت آورده‌اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا نماز و زكات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده‌اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا اينكه درباره علي‌بن‌ابيطالب گفتي: «من كنت مولاه فعلي مولاه …» از جانب پروردگار بود يا از پيش خود گفتي؟

 

حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند:«خداوند به من وحي كرده است و واسطه بين من و خدا جبرييل است و من اعلان كننده پيام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبري را اعلان نمي‌كنم».

حارث گفت: خدايا، اگر آنچه محمد مي‌گويد حق و از جانب توست سنگي از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكي بر ما بفرست» سخن حارث تمام شد و به راه افتاد. خداوند سنگي از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد شد و از دبرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد. بعد از اين جريان، آيه «سال سائل بعذاب واقع، للكافرين ليس له دافع…» (سوره معارج، آيه 21) نازل شد. پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و اله) به اصحابشان فرمودند: آيا ديديد و شنيديد؟ گفتند آري. با اين معجزه، بر همگان مسلم شد كه «غدير» از منبع وحي سرچشمه گرفته و يك فرمان الهي است.8

نتيجه

روز غدير به فرموده امام جعفر صادق(عليه‌السلام) بزرگترين و از بهترين اعياد اسلامي است. غدير عيدي است كه از تمام اعياد عظمت و شرافت و فضيلت و حرمتش بيشتر است. در اين روز پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله)  به امر پروردگار حضرت علي(عليه‌السلام) را به امامت و خلافت پس از خود منصوب فرمودند و به نص قرآن كريم در چنين روزي اكمال دين و اتمام نعمت الهي بر مسلمانان گرديد و به فرموده امام صادق (عليه‌السلام) لازم است در چنين روز باعظمتي جشن و سرور به پا نمايند و به ديدار يكديگر بروند و تبريك و تهنيت بگويند.

بعضي از  جهات حكم غدير را مي‌توانم اين طور بيان كنم كه:

1- خطاب خداوند كه «اي پيامبر ابلاغ من آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده كه اگر ابلاغ نكني رسالت خود را نرسانده‌اي كه در هيچ يك از فرامين الهي چنين مطلبي گفته‌ نشده است.

2- اقرار گرفتن‌هاي حضرت ‌رسول از مردم در روز غدير.

3- مسئله امامت فقط صورت يك خبر و پيام و خطابه ابلاغ نشده بلكه به عنوان حكم و فرمان الهي و بيعت عموم مسلمانان و تعهد آنان اجرا شد.

4- خطاب خداوند كه فرمودند: «امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم» كه تا آن روز مشابه آن را هم در هيچ موردي نفرموده بودند.

مقاصد حضرت رسول از خطبه غدير را در چند مورد مي‌توان بيان كرد:

1- نتيجه‌گيري از زحمات 23 ساله با تعيين جانشيني كه ادامه دهنده اين راه باشد.

2- حفظ دائمي اسلام از كفار و منافقين با تعيين جانشيناني كه از عهده اين مهم برآيند.

3- اقدام رسمي براي تعيين خليفه كه از نظر قوانين ملل در هميشه تاريخ سنديت دارد.

4- بيان يك دور جامع از برنامه 23 ساله و گذشته و حال مسلمين.

5- ترسيم خط مشي آينده مسلمين تا آخر دنيا.

6- اتمام حجت بر مردم كه از مقاصد اصلي در ارسال پيامبران است.9

پي‌نوشت‌ها:

1) انصاري زنجاني، محمد باقر، اسرار غدير، گزارش تحليلي از واقعه غديرخم، نشر مولود كعبه، غدير 1421، ص 29

2) دشتي، محمد، جايگاه غدير، اميرالمومنين (عليه‌السلام)/ چاپ اول/ زمستان 77، قم، صص 26-28.

3) انصاري زنجاني، همان، ص 39.

4) ندارد

5) شيخ محمدرضا، غدير در اسلام،‌ ترجمه كتاب الغدير في‌الاسلام/ مترجم: دكتر محمود مهدوي دامغاني، انتشارات بنياد بين‌المللي غدير، پاييز 1380، صص 46-54.

6) حائري تهراني، مهدي، پرتوي از غدير/ انتشارات هجرت، 1374، صص 59-62.

7) شيخ محمدرضا، همان، ص 256.

8) نعيم‌آبادي، غلامعلي، غدير در آينه تاريخ، ص 235/ مؤسسه فرهنگي انتشاراتي توسعه قلم، 1381، ص 235.

اس ام اس تبریک عید غدیر

بر عید غدیر عید اکبر صلوات

بر چهره ی نورانی حیدر صلوات

بر فاطمه این عید هزاران تبریک

بر یک یک اهل بیت کوثر صلوات

عید سعید غدیر خم مبارک باد

 

حقا که غدیر بهر ما نوروز است

میزان عدالت است و ظالم سوز است

جمهوری اسلامی ما با صلوات

از یمن ولایت علی پیروز است

•( من کنت مولا فهذا علی مولا )حلول عید ولایت و امامت را که به شکرانه ی تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان

با عرشیان و فرشیان است ، محضر شما و همه ی شیعیان

تبریک و تهنیت عرض می نمایم

عیدی چو غدیر این قدر معظم نیست

حبلی چو ولایتش چنین محکم نیست

بر رشته ی محکم ولایت صلوات

بیچاره بود هر آن که مستعصم نیست

عید سعید غدیر خم مبارک باد


غدیر روز اثبات امامت ائمه طاهرین (علیهم السلام)

بر شیعیان حضرت مهدی مبارک باد

 

به روز غدیر خم از مقام لم یزلی

به کائنات ندا شد به صوت جلی

که بعد احمد مرسل به کهتر و مهتر

امام و سرور و مولا علیست علی

عید غدیر خم مبارک

 

سالگرد غدیر یادآور تجدید بیعت با فرزند غدیر، حضرت مهدی می‌باشد.

تجدید بیعت مبارک

غافل مشو از عید غدیر و برکات

امروز خدا گشوده است باب نجات

جبریل و ملائک همه با امر خدا

سر داده ز گل دسته ی هستی صلوات

عید سعید غدیر خم مبارک باد

 

امروز تنها وارث غدیر حضرت مهدی (علیه السلام) است.

خدایا لذت دیدارش را بر ما ارزانی دار

 

در عید غدیرخم بسی مسرورم

از نور جمال مرتضی مسحورم

امید که در حشر به ذکر صلوات

با حب علی خدا کند محشورم

عید سعید غدیر خم مبارک باد

منبع:بیتوته/ido.ir

بدون دیدگاه دسته‌بندی : مذهبی