محکم و قاطع رفتار کن

نوشته شده توسط admin در 24 فوریه 2015

محکم و قاطع رفتار کن

Female employee

دانستنی ها  رفتار یعنی ؟

رفتار پاسخی است که ارگانیسم به انگیزه بیرونی می‌دهد.به بیان دیگر فتار واکنشی ست که در برابر یک عمل یا کنش بیرونی از موجود زنده سر می‌زند.این رفتار در انسان پیچیده‌تر از سایر موجودات است.دلیل این پیچیدگی فرایندهای ذهنی گسترده و تو درتوی انسان است که روی هم رفته موضوع دانش روانشناسی را تشکیل می‌دهد.

در علم روانشناسی رفتار کاربرد زیادی دارد و یکی از مهمترین شیوه‌های کشف بیماری‌های روانی کشف از طریق مشاهده بالینی و سنجش رفتار است که از طریق متدهای علمی پژوهشی انجام می‌گردد. همچنین برروی حالات گوناگون فرد هم نام‌هایی گذاشته شده که به رفتارهای مختلف خوانده می‌شوند.

 سایت تفریحی وسرگرمی زاویه : آیا شما جزو کسانی هستید که گاهی برخلاف میل باطنی خود، ناچار تقاضای دیگران را می پذیرید؟ آیا نمی توانید نارضایتی خود را از یک دوست بیان کنید؟ آیا قبول تمجید و تحسن دیگران برایتان دشوار است؟ اگر پاسخ شما مثبت است، به احتمال زیاد در زمینه داشتن رفتاری قاطعانه و با جرأت مشکل دارید.

جرأتمندی، ابراز واضح، صادقانه و مناسب احساسات، باورها و نگرش است. با رفتار قاطعانه، مانع سوءاستفاده دیگران شده و از تحمیل شدن خواسته های دیگران بر خود جلوگیری می کنید. اگر در گذشته رفتاری قاطعانه را ناراحت کننده یافته اید؛ شاید آن را با پرخاشگری اشتباه گرفته اید. پرخاشگری، یک شیوه دفاع از خود است که در آن به حقوق شخص دیگر تجاوز می شود.

پرخاشگری، به صمیمیت آسیب می زند و شأن شما را در دید دیگران پایین می آورد؛ اما جرأتمندی، دفاع از خود است بدون ذره ای تجاوز به حقوق دیگری.

برای درک بهتر تفاوت جرأتمندی (رفتاری بین برخورد منفعلانه و پرخاشگری)، با هر یک از رفتارهای انفعالی و پرخاشگرانه، به مثال های بعد توجه کنید.

فردی در صف خرید می خواهد خودش را جلوی شما جا بزند و می گوید: «اجازه می دهید زودتر از شما خرید کنم؟ من عجله دارم!»

پاسخ انفعالی: «بله می توانید!»

پاسخ پرخاشگرانه: «آهای، می خواهی چه کار کنی، برو آخر صف بایست!»

پاسخ همراه با جرأتمندی: «متاسفم، من هم عجله دارم و نمی توانم اجازته دهم.»

جرأت ورزی به شما کمک می کند معقولانه این تقاضاها را رد کنید. علاوه بر این، جرأت ورزی در موقعیت های زیر هم کمک کننده است:

– داشتن تقاضای معقول از دیگران

– برخورد درست با مخالفت دیگران

– جلوگیری از تعارضات پرخاشگرانه غیرضروری

– اعلام موضع خود در تصمیم های جمعی

به طور کلی جرأت ورزی، یعنی دفاع از حقوق خود و بیان مستقیم، صادقانه و مناسب افکار و احساسات خود. افراد با جرأت برای خود و دیگران احترام قائل هستند، منفعل نبوده و ضمن اینکه به خواسته ها و نیازهای دیگران احترام می گذارند، اجازه نمی دهند دیگران از آنها سوءاستفاده کرده وارتباطی مهرآمیز با آنها برقرار کنند.

سه گام اساسی در جرأت ورزی
برای جرأت ورزی دست کم باید از سه مرحله عبور کرد:

گام اول) پیش از اعلام موضع

1- ابتدا از موضع خود مطمئن شوید؛ یعنی مشخص کنید که می خواهید بگویید بله یا خیر. اگر مطمئن نیستید، بگویید: «برای پاسخ دادن باید کمی فکر کنم!» زمان پاسخگویی خود را هم مشخص کنید.

2- اگر شما به خوبی متوجه نشده اید که فرد مقابل از شما چه تقاضایی دارد، از او توضیح روشنی بخواهید.

گام دوم) اعلام موضع با جمله سه بخشی

این مرحله در واقع مهمترین روش جرأت ورزی را دربر می گیرد. قبل از توضیح این روش باید بیاموزیم که هر ارتباط کلامی با مجموعه ای از رفتارهای بدنی همراه است. این رفتارهای بدنی که به «زبان بدن» شهرت دارند، معانی فرهنگی خاص خود را دارند.

در رفتارهای جرأت ورزانه بدن باید راست باشد، سر بالا نگه داشته شود، رابطه چشمی مستقیم برقرار شود و در مجموع در صدا و رفتار فرد، قاطعیت و اطمینان موج بزند. فرض کنید دوستی می خواهد کتاب شما را قرض بگیرد. قاطعانه ترین و در عین حال محترمانه ترین جمله ای که می توانیده بگویید از سه بخش تشکیل شده است:

1- بخش همدلانه یا بازخورد مثبت

این بخش که با کلمه «من» شروع می شود فضا را دوستانه کرده و از پرخاشگرانه بودن جمله تان جلوگیری می کند. همچنین طرف مقابل اغلب می فهمد که شما علت درخواست و مشکل او را درک کرده اید: «من می دانم که شما کتاب من را لازم دارید…»

2- بخش استدلالی

در این بخش دلیل یا دلایل تصمیم خودمان را اعلام می کنیم. این دلایل باید تا حد ممکن کوتاه، واضح و روشن باشند. یادتان باشد آوردن دلیل باید تا حد ممکن کوتاه، واضح و روشن باشند. یادتان باشد آوردن دلیل اضافی به ضرر خودتان تمام می شود: «… اما چون تصمیم گرفته ام کتابم را به کسی قرض ندهم» یا «… چون خودم به کتابم نیاز دارم…»

3- بخش قاطع اعلام تصمیم

خیلی ها به این بخش نمی رسند و به همین خاطر جمله ناتمام آنها موجب می شود طرف مقابل سوءاستفاده کند و سکوت در این بخش را دلیل بر رضایت بداند. در این بخش، تصمیم بدون تعارف اعلام می شود: «کتابم را به شما نمی دهم.»

به این نوع جمله های سه بخشی «رد قاطعانه» یا «جرأت ورزی قوی» گفته می شود. اگر طرف مقابل درخواست را تکرار کرد، ما همین جمله را بی کم و کاست تکرار می کنیم.

سعی کنید در این مرحله علاوه بر زبان بدن قاطعانه، بخصوص در بخش اول، زبان بدنتان دوستانههم باشد. اغلب افراد منطقی پس از یک یا دو بار شنیدن این جمله سه بخشی قانع می شوند؛ در غیر اینصورت مجبورید روش های گام سوم را به کار ببرید.

گام سوم) اعلام موضع در شرایط خاص

اگر طرف مقابل خیلی سمج بود، می توانید از روش های خاصی استفاده کنید؛ مانند:

1- روش لوح فشرده خش دار

در این روش که «صفحه خط افتاده» هم خوانده می شود، درست مثل یک لوح فشرده آسیب دیده، مرتب یک جمله را بی کم و زیاد تکرار می کنید. شما اگر جای طرف مقابل باشید، از این همه تکرار خسته نمی شوید؟ خب، هدف ما هم همین است.

2- قاطعیت پیش رونده

شما می توانید از یک جمله سه بخشی محترمانه شروع کنید و در صورت ادامه، مرتب زبان بدن و لحن و محتوای جمله تان را قاطعانه تر کنید و اگر این روش هم جواب نداد، محیط را ترک کنید. این روش برای ایستادگی در مقابل دعوت به سیگار و مواد مخدر توصیه می شود. به این روش «جرأتمندی فزاینده» هم گفته می شود.

3- خلعت سلاح

همانطور که گفتیم افراد پرخاشگر با برچسب زدن و جریحه دار کردن احساسات دیگران می خواهند به هدف شان برسند. شما پس از به کار بردن جمله سه بخشی در مقابل این افراد اغلب می شنوید: «خیلی خودخواهی!»

بهترین راه در مقابل این افراد این است که بگویید: «اگر این کار خودخواهی است، بله من خودخواهم!» با این واکنش، سلاحش را از دستش درمی آورید! البته یادتان باشید مطمئن شوید طرف مقابل می خواهد سوءاستفاده کند.

4- ابراز نادانی

این تکنیک در مقابل انتقادهای بیش از حد، کاربرددارد. در مقابل این موقعیت خود را به خنگی بزنید. برای مثال اگر کسی به نحوه کار کردن شما ایرادی غیرمنطقی گرفت و گفت: «تو کار خودت را بلد نیستی» می توانید زبان بدنی ساده لوحانه به خودتان بگیرید، لبخندی احمقانه بزنید و بگویید: «آره خودم هم فکر می کنم کارم را بلد نیستم!»

5- عوض کردن موضوع صحبت

وقتی شما با چند بارت گفتن جمله سه بخشی نتیجه نگرفته اید، می توانید موضوع صحبت را عوض کنید.

در کنار انجام راهکارهایی که گفته شد، به یاد داشته باشید همانطور که هستید، خودتان را بپذیرید و با دیگران ارتباط اجتماعی برقرار کرده و بدانید با هر بار حاضر شدن و رویارویی با جمع می توانید توانمندی خود را بالا ببرید؛ هر چند ممکن است در ابتدا اشکالاتی وجود داشته باشد اما به مرور این نقایص و کاستی ها برطرف می شوند و شما به تدریج و با تمرین مداوم می توانید به فردی جرأتمند تبدیل شوید.

منابع:مجله راز – صفورا سالمی/برترینها

مواجه شدن با شکست اما چگونه؟

نوشته شده توسط admin در 23 اکتبر 2014

مواجه شدن با شکست اما چگونه؟

bigstock_Failure_Grunge_Text_3728194-1

 

 

سایت تفریحی وسرگری زاویه:در این قسمت مواجه شدن با شکست: همه‌ی ما افراد موفق زیادی را می‌شناسیم. کسانی که در تجارت، تحصیل و زندگی بسیار خوب عمل کرده‌اند. بسیار پیش می‌آید که به آن‌ها غبطه بخوریم که آخر چطور توانسته‌اند این‌قدر خوب عمل کنند؟ شاید هم خیلی وقت‌ها همه‌چیز را زیر سر اقبال بلند آن‌ها و بخت سیاه خودمان دانسته‌ایم. چیزی که ما در ویترین می‌بینیم، موفقیت و پیروزی آن‌ها در زندگی‌ست. ما محصول آماده را می‌بینیم. آن چه در مسیر تولید این محصول بوده، بارها شکست، نقصان و ناامیدی که گریبان این افراد را هم گرفته، از نظر ما پنهان است.

افراد موفق، بیش از آن‌چه فکرش را کنیم در زندگی با شکست روبرو شده‌اند. یک نویسنده‌ی معروف و موفق، بارها آثاری نوشته که هیچ انتشاراتی‌ای مسئولیت چاپ‌ش را بر عهده نگرفته تا به امروز رسیده‌است. اما در این حالت، یک فرد موفق، چه حسی داشته؟ حتماً احساس وحشتناکی را درباره‌ی خودش تجربه کرده‌است، چنان‌که این ناامیدی برای تمام نوع‌بشر عمومیّت دارد.

در هنگام شکست ممکن است حس کنیم که به زانو در امده‌ایم، احساس گناه کنیم، سعی کنیم مانند اسکارلت اوهارا درباره‌اش فکر نکنیم و به خود وعده دهیم «بعداً که حالم بهتر شد، بهش فکر می‌کنم!» و حتی ممکن است تلاش کنیم این شکست را مانند رازی مگو از دیگران پنهان سازیم. حقیقت این است که شکست خوردن، واقعاً دردناک است!

خب، احساس بد پس از شکست که چیزی طبیعی و عمومی است. مهم آن است که پس از شکست، دوباره به کار برگردیم و تلاش کنیم. مثلاً فرض کنیم که تصمیم گرفته‌ایم فکری به حال چاقی‌مان بکنیم و کمتر بخوریم. پیش آمده که سست شده‌ایم و دست از کنترل غذای‌مان برداشته‌ایم. مهم این است که دوباره تلاش کنیم تا رژیم غذایی‌مان را رعایت نماییم. اگر امروز به‌طور حرفه‌ای عادت به ورزش کردن داریم، نتیجه‌ی این است که بارها از این برنامه چشم‌پوشی کرده‌ایم و باز به آن بازگشته‌ایم. یا مثلاً نوشتن را در نظر بگیریم.

خیلی از ما شوق نوشتن را در خود حس کرده‌ایم، برخی از ما مثل خود من، این‌قدر خوش‌شانس هستیم که می‌توانیم حالا بنویسیم. خب… اگر از خود من بپرسید، می گویم من از اول در این کار خیلی خوب نبودم و نوشته هایم در بهترین حالت، سانتی‌مانتال‌هایی به‌دردنخور بود! با این‌حال دوباره شروع کردم. سعی کردم مشکلاتم را برطرف کنم، بیشتر بخوانم و امروز وبلاگ می‌نویسم. حالا در نظر بگیریم که چقدر پیش آمده که از خودمان خشمگین شده‌باشیم و کاملاً ناراضی.

در این حالت، دچار کمبود علاقه به خود هستیم. اما آدمی نمی‌تواند با کمبود حبّ‌ذات ادامه دهد، شاید حتی زودتر در این‌باره، دوباره شروع کنیم. اگر بچه‌دار شده‌باشیم، شاید گاهی از خود ناامید شویم: «من پدر/ مادر خوبی برای بچه‌ام نیستم!» ولی همیشه راهی برای جبران هست، کافی است دوباره تلاش کنیم. خیلی مهم است که یادمان بماند، با این‌که ممکن است این پروسه زمان‌بر باشد، اما اگر دوباره و دوباره تلاش کنیم، بالاخره دری به موفقیت خواهیم گشود.

ولی راز موفقیت چیست؟ یا سئوال بهتر، راز مواجهه با شکست چیست؟ جواب ساده‌است: اصلاً رازی وجود ندارد! فقط باید مدام تلاش کرد، همین! شاید برای شروع تلاش دوباره پس از مواجهه با شکست، این راه‌ها بتوانند مفید باشند:

۱- ذهن انعطاف‌پذیرتری داشته‌باشیم: وقتی مصّرانه در پی این هستیم که برنامه‌ای را دنبال کنیم، یا به هدفی برسیم، اما اتفاقات باب میل‌مان پیش نمی‌روند، ممکن است احساس ناامیدی کنیم و البته به نظرمان برسد که همه‌چیز از توان‌مان خارج شده‌است. اما اگر ذهنی انعطاف‌پذیرتر داشته‌باشیم، و به این فکر کنیم که «شاید نتوانم طبق نقشه پیش بروم، ولی مهم نیست چون بالاخره همه‌چیز عوض می‌شود!» دیگر توقف موقتی‌مان، خیلی هم به نظر فاجعه‌بار نمی‌آید. امیدمان را از دست ندهیم که قرار نیست همیشه درجا بزنیم!

۲- بپذیریم که هر تلاش، یک درس برای‌مان به همراه دارد: هر شکست، در نهانِ خود خبری خوب به همراه داد. پیش از شکست، می‌اندیشیم راهی که می‌رویم جواب خواهد داد، که البته یک احتمال است. اما به کار بستن عملی آن شیوه، جواب نمی‌دهد. حالا چیزی می‌دانیم که پیش‌تر، درباره‌اش بی‌اطلاع بودیم. این فوق‌العاده نیست؟! حالا می‌توانیم برنامه‌ای تازه ترتیب دهیم، راهی تازه را بیازماییم و چیزی تازه بیاموزیم.

۳- کمک بخواهیم: وقتی در گیر و دار انجام کاری هستیم، خوب می‌دانیم که ممکن است یا شکست بخوریم، و یا آن‌که راهی بهتر برای انجام کار بیابیم. در بسیاری از مواقع، یافتن راهی بهتر ساده نیست. بهتر است در این مواقع، از اعضای خانواده یا دوستان قابل‌اعتمادمان کمک بخواهیم. راه‌حل را از آن ها جویا شویم. ممکن است آن‌ها راهی ساده و مشخص بشناسند و ما را از خودمان متعجب کنند که «پس چرا به فکر خودم نرسیده‌بود؟!» یا شاید روشی متهورانه و خلاقانه را پیشنهاد دهند. به‌هر حال، دوستان خوب و خانواده‌مان، نمی‌گذارند که به تنهایی با دشواری شکست روبرو شویم.

۴- به خودمان کمی استراحت دهیم: در حین تلاش برای رسیدن به هدفی، گاه ذهن و جسم‌مان نیاز به کمی استراحت دارد. بهتر است یکی، دو روز، یک هفته و یا بیشتر کار را رها کنیم. نمی‌توان زمان مشخصی را برای استراحت، در مواجهه با شرایط مختلف پیشنهاد داد. باید دید که چقدر، برای‌مان کافی است. بستگی به حس خودمان دارد! شاید در مدت استراحت، ایده‌ای تازه به ذهن‌مان آمد و یا چیزی آموختیم که ما را در رسیدن به هدف نهایی، یاری خواهد داد!

۵- چراییِ اهمیت هدف را به خود یادآور شویم: تسلیم ساده‌ترین راه است، چرا که همواره انفعال ساده‌ترین کارِ ممکن بوده‌است. اما تسلیم، به این معنا نیز خواهد بود که ما چیزی مهم را از دست خواهیم داد، مثل شانس یاری دادن به کسی -در صورتی‌که هدفی خودخواهانه را دنبال نمی‌کرده‌ایم-. در چنین شرایطی، باید توان‌مان را بازیافت نماییم و راه‌ش، یادآوری این موضوع است که چه چیزی باعث شد که اصلاً وارد این مسیر شوم. همین یادآوری، قدرتی به ما خواهد داد تا دوباره تلاش مان را آغاز کنیم. هرچه اهمیت این هدف بیشتر باشد، آتش اشتیاق برای تلاش دوباره، تندتر خواهد بود.

چگونه با شکست مواجه شویم؟

در راه رسیدن به هدف، خواهیم دانست که ما افرادی کامل نیستیم. احساس گناهی که به هنگام شکست داشته‌ایم، متفاوت با احساس انسان‌های دیگر در مواجهه با همین شرایط نیست. همه‌ی ما مانند هم هستیم. پس وقتی تجربیات‌مان را در مواجهه با شکست با یکدیگر به اشتراک می گذاریم و نیمه‌ی پر لیوان را می‌بینیم، در حقیقت روحیه و توانایی شروعِ دوباره را با هم شریک شده‌ایم.

چگونه با شکست مواجه شویم؟

وقتش رسیده! دوباره شروع کنیم!

منبع:برترینها

بدون دیدگاه دسته‌بندی : موفقیت

شغل های پر درآمد برای خانم ها

نوشته شده توسط admin در 17 اکتبر 2014

شغل های پر درآمد برای خانم ها

 

women-most-salary

سایت تفریحی وسرگرمی زاویه: موقعیت های شغلی مرتبط با حوزه های پزشکی و درمانی مانند متخصص زنان، پرستاری، متخص بیهوشی و روانپزشکی در صدر شغل هایی قرار می گیرند که بهترین میزان حقوق را برای زنان دارند.

با وجود اینکه بازار کار بخش های مختلف  برخی صنایع و مشاغل همچنان در اختیار مردان است با این حال تعداد زیادی از شغل ها وجود دارد که در ان ها نه تنها زنان بخش زیادی از نیروی کار را تشکیل می دهند بلکه درآمدهای خوبی نیز در این حرفه ها و مشاغل دارند.

در جدیدترین مطالعه ای که موسسه PayScale بر روی مشافل مختلف انجام داده است، تمرکز ان بر روی موقعیت های شغلی بوده است که حداقل 40 تا 45 درصد از نیروی کاری ان ها را زنان تشکیل می دهند.  ناتیج این مطالعه نشان می دهد که موقعیت های شغلی مرتبط با حوزه های پزشکی و درمانی مانند متخصص زنان، پرستاری، متخص بیهوشی و روانپزشکی در صدر شغل هایی قرار می گیرند که بهترین میزان قوق را برای زنان دارند.

حوزه پزشکی و خدمات درمانی از لحاط میزان درامد و حقوق هم برای مردان و هم برای زنان مفید و پربازده است. علاوه براین پیش بینی ها نشان می دهد که حوزه پزشکی و خدمات درمانی نه تنها در حال حاضر بسیار پربازده است بلکه در آینده نیز رشد و توسعه بیشتری خواهد داشت و افراد بیشتری به ویژه زنان می توانند در آن حضوری مثبت و مفید داشته باشند.

بعد از حوزه خدمات بهداشتی و درمانی موقعیت های کاری در زمینه های هنر و طراحی نیز میزان حقوق دریافتی نسبتا خوبی را برای نیزوی کاری زنان دارد.

در ادامه لیستی از پردرآمدترین فرصت های شغلی را برای زنان در کنار متوسط حقوق دریافتی آن ها را مشاهده می کنید.

درآمد یعنی:

درآمد مقدار پولی است که تولیدکنندگان با فروش محصولات یا خدمات خود به دست می‌آورند. هنگامی که یک موسسه خدماتی برای دیگران انجام دهد و یا کالایی به آنان تحویل دهد، در ازای آن مبلغی از ایشان دریافت می‌نماید یا معادل آن مبلغ از ایشان طلب‌کار می‌شود، و یا از ایشان سند (چک، سفته و …) دریافت می‌کند. تمام این موارد موجب افزایش دارایی شرکت می‌گردد و چنین افزایش در دارایی، درآمد خوانده می‌شود.

هر گونه افزایش در صندوق موسسه درآمد محسوب نمی‌گردد، به عنوان مثال:

  • دریافت وام نقدی از یک بانک کسب درآمد نیست، زیرا معادل دریافت این مبلغ شرکت به بانک بدهکار می‌گردد و در ترازنامه دارایی و بدهی افزایش میابد.
  • وصول مطالبات از بدهکاران درآمد محسوب نمی‌گردد زیرا در اثر این موضوع نوعی از دارایی (حساب بدهکاران) به نوع دیگری از دارایی (حساب صندوق) تغییر شکل میابد.

به زبان دیگر، لازمه تحصیل درآمد افزایش سرمایه می‌باشد.

پردرآمدترین شغل ها برای زنان+اینفوگراف
منبع:برترینها/بازار خبر
بدون دیدگاه دسته‌بندی : موفقیت

تبلیغات خلاقانه و جذاب و حرفه ای در محیط های عمومی برای جلب مشتری بیشتر

نوشته شده توسط admin در 16 اکتبر 2014

 تبلیغات خلاقانه و جذاب و حرفه ای  در محیط های عمومی برای جلب مشتری بیشتر

تبلیغات یعنی:

سایت تفریحی:تبلیغات (به انگلیسی: Advertising)، (به فرانسوی: Publicité) تبلیغ ریشه درزندگی اجتماعی انسانها دارد عملی است که در آن فروشنده یا تولید کننده‌ای با انجام امری سعی می‌کند که خریدار بالقوه را از تولید این محصول آگاه کند.این عمل با روش‌های گوناگونی انجام می‌شود.

آگهی به مطالبی گفته می شود که از جانب فرد یا دستگاهی برای آگاه کردن عموم مردم تهیه و به روشی مناسب منتشر می گردد. آگهی ها می توانند چاپی و یا غیر چاپی باشند. همچنین از نظر مالکیت می توانند به دو گروه دولتی و غیر دولتی تقسیم گردند. آگهی انحصار وراثت، ابلاغیه، احضاریه، آگهی مزایده و آگهی استخدام نمونه هایی از آگهی های دولتی هستند

سایت تفریحی وسرگرمی زاویه:  در این قسمت از مجله تبلیغات حرفه ای برای جلب مشتری بیشتر :در کشور ما،‌ به انواع دلایل علمی، فنی، اقتصادی، اجرایی و حقوقی، سهم قابل توجهی از تبلیغات محیطی، به تبلیغ روی بیلبورد‌ها اختصاص یافته است. البته در سالهای اخیر، تبلیغ روی اتوبوس‌ها و تبلیغ در ایستگاه‌های اتوبوس و مترو و داخل مترو، به عنوان فضاهای جدیدی برای تبلیغات محیطی در نظر گرفته شده است.

اما تبلیغات محیطی میتواند ارزان‌تر، خلاقانه‌تر و اثربخش‌تر باشد. در اینجا برخی از نمونه‌های خلاقانه تبلیغات محیطی را مرور می‌کنیم. احتمال دارد بسیاری از این تصاویر را قبلاً دیده باشید. اما قطعاً مرور مجدد یک مجموعه از آنها در کنار یکدیگر می‌تواند الهام‌بخش و لذت‌بخش باشد.

اگر قرار بود،‌ انتخاب سرآشپز داشته باشیم، ما تبلیغ دوراسل را انتخاب می‌کردیم. چون از فضای تلف شده‌ای که معمولاً زیبایی محیط شهری را هم ناگزیر می‌کاهد، فضایی زیبا،‌ خلاقانه و مولد ارزش اقتصادی ایجاد کرده است.

تبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست
McDonaldتبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست
McDonaldتبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست
Nikon

تبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست
rexona

تبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست
IKEA

تبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست
IKEA

تبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست
Mercedes-Benz

تبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست
IBM

تبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست
IBM

تبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست

تبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست
Duracell

تبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست
Duracell

تبلیغات محیطی منحصر به بیلبورد نیست

Mars
منابع:برترینها/متمم
بدون دیدگاه دسته‌بندی : موفقیت

موفقیت در فروش در 8فرمان

نوشته شده توسط admin در 8 اکتبر 2014

موفقیت در فروش در 8فرمان

buy-youtube-views-cheap

مجله تفریحی وسرگرمی زاویه:با ما در  8فرمان به موفقیت برسید اما شرط موفقیت خواندن مطلب زیر است:
1. تفکر: فروش در ذهن شماست

طرز فکر شما که رویکرد فروش شما را شکل می‌دهد، بیشتر از هر بخش فرایند فروش تعیین کننده‌ی پیامد فروش است. چهارچوب ذهنی و طرز فکر دوستانه، متبسم، مشتاق، با اعتماد، مثبت، خوداتکا، مهربان و آماده بدون تشویش همه در ذهن شماست که به جیب شما ختم می‌شود.

احتمالا بارها با این تفکرات وارد مکالمات فروش شده‌اید که «این یک قرار ملاقات خوب نیست، این فروش احتمالا صورت نمی‌گیرد.» یا حالت برعکس با خود فکر می‌کنید «او یک مشتری بالقوه‌ی خوب است. آنان به کالای من نیاز دارند. کالای مرا دوست دارند و مرا نیز دوست دارند. در این حالت حتما فروش روی می‌دهد.»

تفکر درباره‌ی آنچه می‌خواهید، به خودباوری شما بستگی دارد و خودباوری شما بر مبنای آمادگی شماست. داشتن آمادگی کامل بر اساس خواسته‌های مشتریان نوعی اطمینان به خود ایجاد می‌کند.

اقدام: پیش از قرار ملاقات بعدی خود بنویسید که چه چیز خوبی روی می أهد، چه انتظاری دارید که پیامد مثبت وجود داشته باشد و در پایان مکالمه بنویسید که چه کاری می‌توانستید برای بهتر کردن آن انجام دهید.

2. باور: یک سیستم اعتقادی سه بخشی ایجاد کنید که نفوذناپذیر باشد

خودتان، محصول و شرکت فعال در آن را باور داشته باشید وگرنه فروش نخواهید کرد. سیستم اعتقادی شما تعیین کننده‌ی سرنوشت شماست؛ نه فقط در فرایند فروش، بلکه در حرفه شما.

اغلب شنیده‌اید که نخستین چیزی که به فروش می‌رود، خود فروشنده است و این که مشتری شما را پیش از خدمت، محصول و شرکت شما می‌خرد. برای اینکه چنین مسئله‌ای روی دهد باید خودتان را باور داشته باشید. این خودباوری در شور و هیجان هنگام عرضه، زمانی که در تلاش برای انتقال پیام خود، متعهد کردن مشتری و وادار کردن او برای خرید از خود هستید، آشکار خواهد شد. این خودباوری در اشتیاق و اعتمادبه‌نفس شما نمایان خواهد شد.

اقدام: 3 پرسش را با چرا بنویسید. چرا شرکتم را باور دارم؟ چرا محصول و خدماتم را باورد دارم؟ چرا خودم را باور دارم؟

برای اینکه در باورها تخصص پیدا کنید، هر بار که مشتری را ملاقات می‌کنید از او بپرسید که چرا شما، محصول و شرکت شما را باور دارد و در ادامه بپرسید دلیل خریدش از شما چیست؟

 3. تعهد: یک رابطه یا تعهد شخصی را توسعه دهید یا اینکه گفتگوی فروش (خرید) را شروع نکنید

از اصل یادگیری پیشاپیش استفاده کنید. مشتری بالقوه‌ای که به گفته های شما علاقه مند می‌باشد را به چنگ آورید و بگذارید به شما وفادار باقی بماند.

با پرسیدن آنان را درگیر کنید. تلاش کنید در آنان تبسم ایجاد کنید، دوستی ایجاد کنید تا حدودی تماس برقرار کنید و اگر همه‌ی این ها امکان پذیر است، رابطه ایجاد کنید. مشتری از همان لحظه‌ای که وارد می‌شود و فرایند فروش را شروع می‌کنید، درباره شما قضاوت می‌کند. یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: « وقتی تمام امور برابرند، مردم دوست دارند از دوستان خرید کنند. وقتی تمام امور نابرابرند، باز هم دوست دارند از دوستان خرید کنند».

در یک فضای آرام تعهد و تماس در میان افراد به صورت دوستانه برقرار می‌شود. شما نمی‌توانید مشخص کنید که طرف دیگر چگونه دوستانه رفتار خواهد کرد، اما 100 درصد روی خودتان کنترل دارید.

اقدام: درباره آخرین فروش‌های خود فکر کنید. بنویسید که چطور آن فروش‌ةا شروع شدند. آیا دوستانه بودند؟ آیا هنگام شروع جلسه ‌ی فروش، احساس راحتی داشتید؟ هر تماس تلفنی یا تماس فروش را با گفتکوی غیر رسمی اما معنی‌دار شروع کنید.

4. کشف: مردم برای نیازهای خود خرید می‌کنند، نه نیازهای شما

نخست نیازهای آنان را پیدا کنیدعلت خرید مردم بسیار ارزشمندتر از «نحوه‌ی خرید آنان است». «آنچه قصد فروش دارید» را بر اساس خواسته های خرید مشتریان بشناسید، نه بر اساس نیازهای فروش خود. مردم می‌خواهند بدانند چطور می‌توانند تولید کنند، سود ببرند و موفق باشند. نه یک مشت حرف بی ارزش درباره ی شما.

بهترین بخش درباره یافتن «دلایل خرید» مشتریان شما این است که به طور کامل شما را از آنچه رقبایتان برای فروش انجام می‌دهند، متفاوت سازد.

 5. پرسش: پرسش‌های اشتباه به پاسخ‌های اشتباه منتهی می‌گردند

– پرسش‌ها قلب فروش به شمار می‌روند. پرسش‌ها فرایند فروش را به فرایند خرید تبدیل می‌کنند.

– پرسش‌ها حقایق و انگیزه‌های خرید را روشن می‌کنند.

– پرسش‌هایی را بپرسید که باعث شود مشتری بالقوه درباره خودش فکر کند و پاسخی مطابق میل شما بگوید. پرسش ةای شما باید هوشمندانه و متفاوت از پرسش‌های رقبا باشد، زیرا شما (به طرز ناخوشایندی) با رقبایتان قیاس خواهید شد و بدتر از همه، مشتریان بالقوه شما خسته و بی‌انگیزه‌تر خواهند شد.

اقدام: در مکالمه فروش بعدی خود 10 پرسش بزرگ داشته باشید، اطلاعات بیشتری در مورد مشتری بدست آورید و ایده‌های ارزشمندی را که مشتریان می‌توانند از آن‌ها سود ببرند، کسب کنید.

اگر این کارها را بکنید، پرسش‌هایتان را بپرسید، گفتگوی ارزشمند ایجاد کنید و آنان را درگیر کنید، در پایان «سفارش» مال شما خواهد بود.

مهارت در پرسیدن را زمانی خوب ارزیابی کنید که مشتری بالقوه می‌گوید « پرسش بسیار عالی بود، قبلا هیچ‌کس این را از من نپرسیده بود».

 6. پذیرش: وقتی فروشی صورت نمی‌گیرد، ببینید قصور از طرف چه کسی بوده است

اگر مشتریان شما را به خاطر قیمت نپذیرفته اند، این تقصیر از طرف چه کسی است، تگر تلفن شما را پاسخ نمی‌دهند، تقصیر کیست؟ اگر تصمیم گرفته‌اند از رقیب بخرند، تقصیر کیست؟ شما.

خود را سرزنش نکنید، مسؤلیت آن را بپذیرید و از آن درس بگیرید. به جای سرزنش کردن، چرا فکر کردن را امتحان نمی‌کنید؟ و پس از تفکر، نوشتن را؟ درباره کاری فکر کنید که می‌توانستید برای چیزی یا فردی که آن را سرزنش می‌کنید انجام دهید. آیا قادر به جلوگیری از آن بودید؟ آیا می‌توانید دفعه بعد، نتیجه‌ای متفاوت ایجاد کنید؟

7. سود: برای ایجاد رابطه بفروشید، نه برای کمیسیون

برای کمک به مشتریان خود بفروشید. به آنان کمک کنید تا بسازند، پیروز شوند، تولید کنند و سود ببرند؛ بدین ترتیب شما نیز فروش خواهید کرد. کسب درآمد نیز شما را به مشتریان وفاداری می رساند که شما را به دیگران ترجیح داده‌اند و حاضرند به شما تاییدیه هایی به خاطر ارزش بهتر بدهند.

اگر مشتریانی وفادار، روابطی خوب و مسیری کامل داشته باشید، فروش‌ها می‌توانند قابل پیش‌بینی باشند. اما اگر مسیر شما خالی یا ناقص باشد و تنها یک یا دو مشتری خوب در پایان دوره‌ی فروش داشته باشید و «قصد شما انجام گرفتن فروش باشد». تضادی بین نیازهای شما و نیازهای مشتریان ایجاد می‌گردد. اگر مشتریان شما را به عنوان « یک نیازمند به آن» مشاهده کنند، کمی عقب نشینی می‌کنند. حس ریاکاری چیزی است که از سوءاستفاده و دلهره سرچشمه می‌گیرد.

اقدام: به ارقام خود نگاه کنید و ببینید برای تولید به چه چیزی نیاز دارید. حال برگردید و 10 فروش آخر خود را بازبینی کنید.

 8. اثبات: یک تاییدیه از صدها محصول فروش ارزشمندتر است

این تاییدیه یک مدرک واقعی از آنچه شما هستید و آنچه انجام می‌دهید، می‌باشد. تاییدیه‌ها می‌توانند یک میلیون بار بهتر از بهترین فروشندگان دنیا بر ایرادها غلبه کنند.؛ به ویژه تاییدیه‌های صوتی و ویدئویی.

تاییدیه‌های شواهدی هستند که نشان می‌دهند شما همان کسی که می‌گویید هستید یا نه؛ و این که محصول و خدمات شما به همان شکلی که می‌گویید عمل می‌کند یا نه. تاییدیه های تصویری حامیان فروش هستند و اگر به درستی استفاده شوند، نوعی سلاح فروش انبوه به شمار می‌روند.

اقدام: یک دوربین ویدئو تهیه کنید(شاید از قبل یکی داشته باشید)، به 5 نفر از بهترین مشتریان خود زنگ بزنید و بگویید دوست دارید آنان را ملاقات کنید. در طول ملاقات، از آنان بخواهید برای چند دقیقه درباره‌ی دلیل این که شما را انتخاب کرده‌اند یا چرا محصول و خدمات شما را تنخاب کرده اند صحبت کنند.

فروش یعنی:

به عمل تبادل هر چیز ارزشمند مانند کالا، اوراق بهادار، وجه نقد، خدمات، یا اطلاعات بطور قطعی و دائمی و یا بطور موقت در ازای هر چیز ارزشمند دیگری مانند کالا، اوراق بهادار، وجه نقد، خدمات یا اطلاعات باز هم بطور قطعی و دائمی و یا بطور موقت فروش گفته می شود.

این تعریف، تقریباً معادل بازاریابی است و با آنچه به عنوان بیع و یا فروش در قوانین مدنی اکثر کشورها (همچون ایران) و همچنین در فقه اسلامی تعریف شده است، تفاوت اساسی و ماهیتی دارد. بر اساس این قوانین فروش فقط وقتی اتفاق می افتد که کسی مالی را اعم از منقول یا غیر منقول به صورت دائمی به کسی واگذار نموده و در قبال آن عوضی گرفته باشد.

در صورتی که در تعریف ما، معلمی که به دنبال محصل برای تدریس خصوصی می گردد، کارگزاری که در تالار بورس برای سهام مشتری پیدا می کند، وقتی در یک صرافی پول نقد با پول نقد مبادله می شود، وقتی یک بانک به مشتری خود وام می دهد، وقتی یک پزشک بیماری را ویزیت می کند، وقتی کسی خودرویی را اجاره می‌کند و یا آپارتمان خود را به اجاره واگذار می کند، همه و همه فروش محسوب می شود.

منابع:برترینها

می خوام زندگیم تغییر بدم اما چگونه؟

نوشته شده توسط admin در 24 سپتامبر 2014

می خوام زندگیم تغییر بدم اما چگونه؟

life-after-winning-green-card-lottery

 

 

سایت تفریحی و سرگرمی زاویه: با زاویه در زندگی خود تغییر ایجاد کنید در این قسمت تغییر در زندگی:غرق شدن در زندگی روزمره فوق العاده کارساده‌ای است. از مدرسه فارغ التحصیل می‌شویم، ازدواج می‌کنیم، خانواده تشکیل می‌دهیم، و جایی در آن میان، آنقدر سرگرم زندگی که تصادفا روی سرمان خراب شده می‌شویم که، فراموش می‌کنیم می‌توانیم خودمان زندگی مورد دلخواه‌مان را بسازیم. مهم نیست چند سال دارید، شما این قدرت را دارید که زندگیتان را تغییر دهید. ما در اینجا ۸ انگیزه ارائه می‌دهیم که به کمک آنها می‌توانید زندگی‌ای که آرزویش را دارید بسازید.  همین امروز شروع کنید. اگر واقعا اراده کنید و بخواهید،کار خیلی سختی نیست.

به خاطر بیاورید در کودکی چه کارهایی را دوست داشتید
کودکان به خوبی می‌دانند که در چه کارهایی خوب عمل می‌کنند. آنها در تماس مستقیم با توانمندی‌های ذاتی‌شان هستند و در مورد آنها کوچکترین شکی هم ندارند. کودکان صادقانه چیزهایی را که دوست دارند و آنچه را که دوست ندارند به زبان می‌آورند، و از هیچ چیز و هیچ فردی نمی‌ترسند. جایی در طول مسیر زندگی، تماسمان را با دانسته‌هایمان از دست می‌دهیم و فراموش می‌کنیم به دانسته‌های کودکی‌مان پایبند بمانیم. هیچ وقت دیر نیست.

 

۴۰ ساله بودم که عکسی از۶ سالگی‌ام، که ماشین تایپی را که هدیه گرفته بودم روی زانوهایم گذاشته بودم، پیدا کردم. چرا یک کودک ۶ ساله ماشین تایپ هدیه می‌گیرد؟ من در ۶ سالگی می‌دانستم که می‌خواهم یک نویسنده باشم. در حالی که بسیاری از سال‌های عمرم را صرف نوشتن کردم، با این وجود هرگز آنچه را که می‌خواستم بنویسم نمی‌نوشتم  و واقعا باور نداشتم که یک «نویسنده» هستم. بعد از سال‌ها، حالا به هدیه و همچنین استعدادی که در کودکی از آن من بود باور دارم. هدیه شما چیست؟ زمان کودکی عاشق چه بودید؟در عکس‌های کودکی‌تان جستجو کنید.
از مهارت‌هایتان لیستی تهیه کنید
لیستی از همه مهارت‌هایی که در طول زندگیتان فراگرفته‌اید تهیه کنید. هر زمانی که چیز جدیدی را امتحان می‌کنیم، مهارت‌های جدیدی را نیز کسب می‌کنیم. تعدادی از این مهارت‌ها را اگر تمرین نکنیم، در طی زمان از دست می‌دهیم، اما بقیه مهارت‌ها، مانند یاد گرفتن دوچرخه سواری است، همیشه با ما است. زمانی که فهمیدید چگونه آن را انجام بدهید ،توانایی تان به سرعت دوباره باز می‌گردد، معمولا با یک لبخند!  فهرستی از آنچه که می‌دانید، و می‌توانید انجام بدهید تهیه کنید. از این کار شگفت زده خواهید شد، پس امتحان کنید. زمانی که به این لیست شگفت‌انگیز توانایی‌های‌تان نگاه می‌کنید و همه آنها را در کنار هم می‌گذارید، ممکن است آنها به شما این امکان را بدهند، که زندگی مورد دلخواهتان را پایه‌ریزی کنید!

آنچه را که نمی دانید یاد بگیرید
اگر شکاف بین دانش و توانایی‌های‌تان، شما را از رسیدن به زندگی مورد دلخواهتان باز می‌دارد، بیرون بروید و آنچه را که لازم است یاد بگیرید. اگر لازم شد حتی به مدرسه باز گردید. اگر امکان دسترسی به مدرسه در صفحه رادارتان نیست، می توانید هر چیزی را در اینترنت نیز یاد بگیرید. این موارد را جستجو کنید:
مقالات  میزگردها  آزمون ها. دقیقا وسط معرکه بپرید و آن را با آزمون و خطا پیدا کنید. نمی‌توانید خراب کاری کنید. ز گهواره تا گور دانش بجو. تلاش کنید. و مطمئن باشید که به آن دست خواهید یافت.

اهداف طلایی را بر گزینید
آیا می‌دانید افرادی که اهدافشان را می‌نویسند، افرادی‌اند که احتمال زیادی دارد که به اهدافشان دست یابند. دقیقا درست است. یک کار ساده، مانند نوشتن آنچه که می‌خواهید، شما را به اهدافتان نزدیکتر می‌کند. بر پایه موارد زیر اهداف طلایی‌تان را بسازید، اهدافی که تعیین می‌کنید باید دارای مشخصه‌های زیر باشند:  مشخص  قابل اندازه‌گیری  در دسترس  کار- محور  نتیجه – محور  زمان‌بندی.

روزنامه‌ای درست کنید
اگر نمی‌دانید که چه می‌خواهید بنویسید. سه صفحه کامل، با خط معمولی، اولین چیزهای هر روز صبح را بنویسید. بنویسید، هوشیاری را به جریان وادارید و متوقف نشوید، حتی اگر مجبور شدید بارها و بارها بنویسید «نمی دانم چه بنویسم». ذهن نیمه هوشیارتان به آرامی آنچه را که در اعماق وجودتان انباشته‌اید، آشکار می‌کند. این می‌تواند تا اندازه‌ای یک تمرین چشمگیر باشد. شاید در روزهای نخست چندان رضایت‌بخش نباشد، اما اگر ممارست کنید و زود خسته نشوید، دنیایی را در درونتان کشف می‌کنید که متحیرتان می‌کند. نوشته‌های‌تان را نگه دارید. آن را به کسی نشان ندهید. اینها افکار شماست و به فرد دیگری مربوط نیست. حتی مجبور نیستید به آنها عمل کنید. فقط اگر بدانید که چه می‌خواهید، همان به شما کمک خواهد کرد که زندگی مورد دلخواهتان را بسازید. امتحان کنید ارزشش را دارد.

خودتان را باور کنید
خودتان را باور کنید. شما بازتابی از تفکراتتان هستید. ایرل نایتین جل گفت: «شما همان هستید که به آن فکر می‌کنید.» ذهن ما خیلی قدرتمند است. با خودتان تمرین کنید که فقط در مورد چیزهایی فکر کنید که آنها را می‌خواهید و به آنچه که نمی‌خواهید اصلا فکر نکنید.  این قدرت تفکر مثبت است. وین دیر می‌گوید: «هر چه که با آن مخالفید شما را ضعیف می‌کند. و هر چه که با آن موافقید به شما قدرت می‌دهد.» در جستجوی صلح و آرامش باشید، نه مخالف جنگ. همیشه به خاطر داشته باشید، شما بازتاب تفکرتان هستید.

برای ادامه راه شجاعت داشته باشید
ما همگی دچار شک و ترس می‌شویم. همه ما در زندگی راهمان را از طریق ستارگان پیدا نمی‌کنیم. در راستای رویاهایتان حرکت کنید، حتی اگر مجبور باشید مانند کودکی نوپا تاتی تاتی کنید. فقط ادامه دهید و ناامید نشوید. موفقیت در گوشه‌ای منتظر شما است. یکی از ضرب‌المثل‌های ژاپنی مورد علاقه من این است: «اگر هفت بار افتادی برای بار هشتم بلند شو». اگر نیفتیم یاد نمی‌گیریم که راه برویم. هر زمانی که می‌افتادیم، دوباره بلند می‌شدیم و باز می‌افتادیم، تا اینکه یک روز بلند شدیم و راه افتادیم. گاهی اوقات کوچکترین‌ها در میان ما امید بخش‌ترین‌ها هستند.

بخاطر داشته باشید که هیچ چیز برای ابد نیست
هر چیزی روی زمین موقتی است.  مجبور نیستید در کاری که آرام و تدریجی شما را می‌کشد و از بین می‌برد، بمانید. هر چیزی در زندگیتان موضوعی برای تغییر است، و شما می‌توانید فردی باشید که آن را تغییر می‌دهد، البته اگر خودتان بخواهید. شما می‌توانید زندگی‌ای را که می‌خواهید ایجاد کنید.  در طول زندگیتان همیشه دانش‌آموز باشید و دنبال آموختن بروید. در مورد هر چیزی در هر گوشه و کناری کنجکاو باشید. اینگونه شما احتمالا عمر طولانی‌تر واحساس رضایت بیشتری خواهید داشت. راه ممکن است که اغوا کننده باشد، اما اگر هدفی را بر گزینید، روی آن تمرکز مثبت داشته باشید، باور کنید که محقق می‌شود، و فقط ادامه دهید، روزی زندگی‌ای که آرزویش را دارید می‌سازید، خودتان را باور کنید.

زندگی یعنی:

زندگی، زیست یا حیات (که در افغانستان ‘بود و باش’ گفته می‌شود) ، به معنی فاصلهٔ میان تولد تا مرگ. هر موجود زنده، پس از تولد، شروع به رشد و تکامل می‌کند و در نهایت، به واسطهٔ مرگ، این روند، متوقف می‌گردد.

در برخی ادیان، زندگی پس از مرگ نیز تعریف شده‌است. زندگی را می‌توان که از دیدگاه های مادی و معنوی، جدا کرد
منبع:زیبــاشــو دات کام/بیتوته

بدون دیدگاه دسته‌بندی : موفقیت

تلاش کمتر زندگی موفق اما چگونه؟

نوشته شده توسط admin در 20 سپتامبر 2014

 تلاش کمتر زندگی موفق اما چگونه؟

success in life

خارج از مطلب زاویه:زندگی یعنی چه؟:

زندگی، زیست یا حیات (که در افغانستان بود و باش’ گفته می‌شود) ، به معنی فاصلهٔ میان تولد تا مرگ. هر موجود زنده، پس از تولد، شروع به رشد و تکامل می‌کند و در نهایت، به واسطهٔ مرگ، این روند، متوقف می‌گردد.

در برخی ادیان، زندگی پس از مرگ نیز تعریف شده‌است. زندگی را می‌توان که از دیدگاه های مادی و معنوی، جدا کرد.

چگونه می توانیم با تلاش کمتر موفق تر شویم با زاویه همراه باشید و یاد بگیرید و موفق باشید:

زاویه:وقتی کسی به من می گوید «برای رسیدن به موفقیت باید سخت تلاش کنی»، فقط افسوس می خورم و متاسف می شوم! با خود فکر می کنم آیا واقعا اینطور است؟ اکثر افراد موفقی که می شناسم کارهایی متفاوت از دیگران انجام می دهند، و البته نه به این معنا که ساعات زیادی از وقت خود را در اداره مشغول به کار باشند. این افراد کارا می دانند استعداد طبیعی آن ها کجاست و تا جایی که ممکن است آن را در کار روزمره شان مورد استفاده قرار می دهند. آن ها سخت تر و بیشتر کار نمی کنند، بلکه هوشمندانه تر رفتار می کنند.

وقتی بر استعداهای طبیعی خود تکیه می کنید، کار شما ساده تر و روان تر پیش خواهد رفت. عملکرد و بازدهی به نحو قابل توجهی افزایش پیدا کرده و فرصت های بیشتری جذب خواهید کرد.

کارآفرینان (به طور خاص)، می توانند موفقیت شرکت هایشان را با تاکید بر استعدادها و استفاده از آن در جهت به جریان انداختن شرکت، به حداکثر میزان برسانند.

این چالش یا فرصت، کشف استعدادها و به کار گیری اصولی آن ها در جهت کار است. این امر از آنچه به نظر می رسد است دشوارتر است و دلیلش آن است که بسیاری از ما هنوز استعدادهایمان را نشناخته ایم: برخی مهارتها به نظرمان کاملا پیش پا افتاده می آید و فکر می کنیم اگر انجام کاری برای ما آسان است، پس برای همه همینطور است.

چگونه استعدادهای خود را کشف کنیم:

اگر استعداد، مهارتها، دانش و تجربیات خود را با هم ادغام کنید، اثر بخشی چندین برابر می شود. این ترکیب می تواند به اندازه تفاوت میان عملکرد یک فرد «متوسط» و یک فرد «بسیار موفق» باشد، بدون آنکه در میزان تلاش آن ها حتی ذره ای اختلاف باشد!

ابتدا، توانایی های ذاتی خاص خود را شناسایی کنید. برای آنکه بفهمید چه چیزی شما را از بقیه متمایز می کند، چشم اندازی از دیگران بگیرید. از خانواده، دوستان، همکاران و مدیران سابق خود بخواهید که دو یا سه مورد از کارهایی که بهتر از دیگران انجام می دهید را ذکر کنند. و یا آنچه به نظر می رسد راحت تر از دیگران انجام می دهید را با شما در میان بگذارند. از آن ها بخواهید برایتان مثال بیاورند. حداقل از 10 نفر در این رابطه نظر بخواهید. چه پاسخ های مشترکی می شنوید؟ وقتی از این استعدادها استفاده می کنید چه تاثیری می گیرید؟

برخی از استعدادها را نمی توان با پرسیدن از خانواده و دوستان دریافت. در این موارد یک مربی تخصصی بهتر می تواند در کشف استعدادهایتان به شما کمک کند و از آنچه بسادگی قابل دیدن نیست رونمایی کند.

وقتی به ما می گویند که چه استعدادهایی داریم، اغلب پیش خود می گوییم: «درسته، من اینجوری ام»، اما پیش تر نمی رویم!

زمانی را در نظر بگیرید که به هر یک از استعدادهایی که در خود می شناسید، فکر کنید (از زندگی شخصی گرفته تا زندگی حرفه ای تان) و به این فکر کنید که این استعداد چگونه شما را متمایز می کند. این به شما کمک می کند تا طوفانی در افکارتان بوجود آید و راه هایی خلاق برای بکار گرفتن استعدادهایتان پیدا کنید.

تغییرات را به آغوش بکشید: در مسیری گام بر دارید که استعدادهایتان را به کار می آید.

اکنون زمان آن رسیده که از خود بپرسید: «آیا من در حرفه ام به طور منظم از استعداد خود استفاده می کنم؟» به این فکر کنید که چگونه می توانید این استعداد را نمایان تر کنید. شاید متوجه شوید که تنها، بخشی از استعدادتان برای موفقیت در کارتان کافی است.

شاید پی بردن به این موهبت موجب شود که تیمی از افراد مناسب و کارا تشکیل دهید. شاید پیش از این نمی دانستید که این برتری را در میان همکارانتان دارید چرا که این توانایی را پیش پا افتاده می دیدید.

با این درک جدید ممکن است در جستجوی فرصت های بیشتری برای حرفه ای متناسب با توانایی های خود باشید و یا شانس شرکت در مصاحبه های احتمالی آینده را پیدا کنید. با نهایت استفاده از استعداد ذاتی می توانید.

اگر این استعداد تازه کشف شده، برای شغل فعلی تان کارایی نداشته باشد، چطور؟

جلسه ای با رییس تان تشکیل دهید و در مورد کشف جدید خود با او صحبت کنید. خود را آماده کنید که در این رابطه ایده هایی را با او در میان بگذارید. از او بپرسید که چگونه می توانید بر استعدادهای تان تکیه بیشتری داشته باشید و از او بخواهید در صورت امکان فرصت هایی در این رابطه در اختیارتان بگذارد.

هنگام کشف استعدادهای ذاتی تان، اگر متوجه شدید که در شغل فعلی تان چندان بکار نمی آیند، آن را نشانه ای بدانید که شاید زمان در پیش گرفتن مسیر حرفه ای جدید فرا رسیده است.

عمر خود را در شغلی که سعی در بهبود نقاط ضعف شما دارد به هدر ندهید. منظور کارهایی که هیچوقت در آن با استعداد نخواهید شد و در عین حال نیازمند زحمات زیادی است تنها برای اینکه در پایان یک کارمند متوسط بشوید.

بهره بری از استعدادهای شما در شغل تان به شما اجازه می دهد که تاثیر و کارایی خود را افزایش دهید و  به شما در پیدا کردن فرصت هایی فرای باورهایتان کمک می کند.

منبع:برترینها

یاس نا امیدی هرگز

نوشته شده توسط admin در 25 جولای 2014

یاس ناامیدی هرگز

Never Disappointment DespairNever Disappointment Despair

با سایت تفریحی سرگرمی کاکوفان همراه باشید:در این قسمت از سایتی کاکوفان یاس ونامیدی هرگز
 زندگی سخت است. این کاملا حقیقت دارد. در زندگی چالش های بسیاری وجود دارد. بعضی روزها و لحظه ها، بسیار شاد و خوب هستند اما لحظه هایی نیز وجود دارد که نمی‌توانید مشکلات را تاب بیاورید و به فکر رشته پاره کردن هستید و سریع ناامید می شوید. لحظه هایی که کاملا ویران‌کننده و مضر هستند.

بعضی ها بیکار هستند، برخی با مشکلات مالی شدید دست و پنجه نرم می کنند، عده ای در زندگی زناشویی یا در ارتباطات خود مشکل دارند و حتی هستند انسان هایی که بیماری یا معلولیت های جسمانی تابِ زندگی را از آنها گرفته است.
ادامه مطلب …

هزینه بسیار زیاده تولیدی پیراهن فوتبالی ها

نوشته شده توسط admin در 24 جولای 2014

هزینه بسیار زیاده تولیدی پیراهن فوتبالی ها

با سایت تفریحی سرگرمی کاکوفان همراه باشید در این قسمت از سایت کاکوفان:تولیدی پیراهن فوتبال:

برند لباس های تیم منچستر یونایتد پس از پایان فصل پیش روی مسابقات فوتبال به آدیداس تغییر خواهد کرد چرا که مقامات شرکت نایک و باشگاه منچستریونایتد بر سر پولی که شرکت نایک برای تامین پیراهن منچستر باید به این باشگاه بپردازد به توافق نرسیدند. به همین خاطر نگاهی انداخته ایم به درآمد باشگاه های مشهور جهان از فروش حق تولید پیراهن به برندهای مشهور جهانی. در فهرست زیر قردادهای فعلی باشگاه ها با شرکت ها مورد توجه قرار گرفته و برخی از این قراردادها سال های پایانی خود را سپری می کنند. البته همان طور که گفته شد قرارداد منچستریونایتد و آدیداس به تازگی منعقد شده و از فصل آینده اجرایی خواهد شد.
ادامه مطلب …

چند درس بازاریابی از دیوید بکهام

نوشته شده توسط admin در 19 جولای 2014

چند  درس بازاریابی از دیوید بکهام

A few marketing lessons from David Beckham

در این قسمت از سایت کاکوفان چند  درس بازاریابی از دیوید بکهام  با ما همراه باشید تا به موفقیت برسید

در میان فوتبالیها و غیرفوتبالیها شاید کمتر کسی باشد که نام فوتبالیست معروف انگلیسی، دیوید بکهام را نشنیده باشد. دیوید بکام در دوم می سال 1975 به‌دنیا آمده است ونام او با نام باشگاههای بزرگی مانند منچستر‌یونایتد و رئال مادرید گره خورده است. البته او در باشگاههای دیگری مانند آث‌میلان، لس‌آنجلس گالکسی و پاری‌سن ژرمن نیز بازی کرده است و با هر یک از این باشگاهها به عناوین و افتخارات بزرگی دست یافته است.

بکام علاوه بر فوتبال، در عرصه‌ی تبلیغات نیز چهره‌ی شناخته‌شده‌ای است و به جرأت می‌توان گفت برند بکام یکی از معروفترین برندها در دنیای ورزش است. مطمئناً وی برای تبدیل شدن به یک برند بین‌المللی برندسازی موفقی داشته است و استراتژیهای درستی را به‌کار بسته است. موفقیت بکام در ساختن برند قدرتمند می‌تواند آموزه‌های باارزشی برای بازاریابان بین‌المللی داشته باشد که همواره در تلاش هستند خود، محصول وخدمت خود را در عرصه‌ی جهانی از سایرین متمایز کنند و این‌گونه در بازار پر‌فشار و مملو از رقابت امروز به مزیت رقابتی دست یابند.
ادامه مطلب …

چند راه برای دستیابی به برندهای پایدار و رقابت‌پذیر

نوشته شده توسط admin در 19 جولای 2014
Well-Known World Brand Logotypes
در این قسمت از سایت کاکوفان برندهای پایدار:
رقابت در اکوسیستم پیچیده و شلوغ تجارت، جریانی سرکش و توقف ناپذیر دارد و به نظر می‌رسد که ایجاد برندی قدرتمند، عنصری حیاتی برای پیروزی در این عرصه، و نیز خوشنامی در میان رقبا و متفاوت بودن از دیگر فعالین تجارت باشد. اما برند بر خلاف تصور عموم، مفهومی فراتر از طرح ظاهری و یا نام و نشان دارد و مفهومی انتزاعی از خوشنامی یک سازمان در ذهنیت مصرف‌کنندگان است.

کارنامه گزارش گران در جام جهانی 2014برزیل

نوشته شده توسط admin در 19 جولای 2014

کارنامه گزارش گران در جام جهانی 2014برزیل

Workbook reporters at the World Cup 2014 Brazil

 

بروزترین خبرهارا در سایت تفریحی سرگرمی کاکوفان دنبال کنید:

پخش زنده‌ 64 مسابقه فوتبال از رقابت‌های جام‌جهانی، آزمونی سخت برای تلویزیونی بود که تلاش کرد در کنار گزارشگران قدیمی، تعدادی گزارشگر جوان را هم معرفی کرده و به مخاطبان بقبولاند.

صداوسیما همچنین قصد داشت در این دوره از مسابقات جام‌جهانی همانند دوره‌های قبل، گزارشگری را به برزیل اعزام کند تا ببینندگان تلویزیون بتوانند از نمایی فراتر از قاب تلویزیون در جریان اتفاقات بازی تیم ملی کشورمان قرار بگیرند اما در نهایت این هدف محقق نشد تا مزدک میرزایی به عنوان گزارشگر اعزامی به برزیل، به بازی اول ایران نرسید و بازی دوم ایران مقابل آرژانتین را یک نیمه گزارش کرد و بازی سوم را هم از دست داد.

پس از پایان مسابقات جام‌جهانی، به میان بینندگان مسابقات رفتیم تا نقاط قوت و ضعف گزارشگران ایرانی را از منظر آنان جویا شده و بهترین گزارشگر را از نگاه آنان انتخاب کند.

«عادل فردوسی‌پور یک سر و گردن از گزارشگران بازی‌های جام جهانی 2014 بالاتر بود»، «گزارشگران ایرانی در جام‌جهانی امسال به هیچ یک از استعدادهای جهانی نزدیک نبودند»، «گزارشگران جوان ادای فردوسی‌پور را درمی‌آوردند و صدایشان را عجیب و غریب می‌کنند تا نشان بدهند گزارشگر شده‌اند»، «تلویزیون برای گزارش بازی‌های جام‌جهانی خوب عمل کرد»، «مردم از گزارشگران تکراری خسته شده‌اند»، «تلویزیون به گزارشگران جوان‌تر پر و بال‌ دهد»، «همه گزارشگران نمره قبولی را گرفتند.»

این‌ها بخشی از نظرات بینندگان مسابقات جام‌جهانی است که در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا در میان گذاشته شد.

آنچه در زیر می‌خوانید گزارش کامل نظرات مردمی از نحوه گزارشگر گزارشگران ایرانی در بازی‌های جام‌جهانی امسال است.

ادامه مطلب …

از برندهای معروف چه می دانید؟نیسان

نوشته شده توسط admin در 19 جولای 2014
جالب ترین مطالب را در سایت تفریحی سرگرمی کاکوفان دنبال کنید
 نیسان موتور که به اختصار نیسان شناخته می شود، شرکت صنعتی ژاپنی تولیدکننده خودرو، وانت و اتوبوس تحت برندهای نیسان، اینفینی، داتسون و نیسمو است. همچنین، این شرکت به طراحی و تولید محصولاتی مانند ماهواره های مخابراتی، قایق های تفریحی و ماشین آلات نیز می پردازد. ساختمان مرکزی نیسان در یوکوهاما قرار دارد.در دسامبر 1933، جیدوشا سیزو کابوشیکی کیشا یا شرکت تولیدی اتوموبیل تاسیس شد. ریشه های این شرکت به دو شرکت پیشین شامل کوایشینشا (تاسیس در سال 1911 به منظور تولید خودروهای دات) و جیتسویو جیدوشا (تاسیس در سال 1919) باز می گردد که در سال 1925 ادغام شده و شرکت دات جیدوشا سیزو را شکل دادند. در سال 1933، دارایی های این شرکت توسط سرمایه گذارانی جدید که شرکت جیدوشا سیزو را تاسیس کرده بودند، خریداری شد. شرکت جدید تولید و فروش خودرو و قطعات یدکی را تحت برند داتسون آغاز کرد.

معرفی برندهای مطرح جهان؛ نیسان

در سال 1934، جیدوشا سیزو کابوشیکی کیشا به نیسان موتور تغییر نام داد که مخففی برای نیپون سانگیو، یک “زایباتسو” (شرکت هلدینگ) متعلق به “یوشیسوکه آیکاوا”، موسس توباتا، بود. نیسان نخستین خودرو داتسون (نواده خودرو دات، خودرویی کوچک و جعبه ای شکل که توسط “ماسوجیرو هاشیموتو” طراحی و در سال 1914 تولید شده بود) را در کارخانه یوکوهاما در آوریل 1935 تولید کرد. در همان سال، نیسان صادرات خودرو به استرالیا را آغاز کرد.

معرفی برندهای مطرح جهان؛ نیسان

از سال 1938 و طی جنگ جهانی دوم، فعالیت های نیسان به طور کامل تغییر کرد و از یک تولیدکننده خودروهای مسافری کوچک به تولید کننده کامیون و خودروهای ارتشی مبدل شد. در سال 1945، نیروهای متفقین بخش اعظم فعالیت های تولیدی نیسان را در اختیار گرفته و تا یک دهه بعد کنترل کامل را به این شرکت بازنگرداندند.

در سال 1960، نیسان نخستین شرکت ژاپنی برنده جایزه دمینگ برای تعالی مهندسی نام گرفت. مدل های جدید داتسون مانند بلوبرد (1959)، سدریک (1960) و سانی (1966) به افزایش فروش نیسان در ژاپن و بازارهای خارجی کمک شایانی کرده و این شرکت رشد چشمگیر خود طی دهه 1960 را تجربه کرد. ادغام با شرکت پرینس موتور در سال 1966، خطوط تولید اسکای لاین و گلوریا را نیز به مجموعه محصولات نیسان اضافه کرد.

معرفی برندهای مطرح جهان؛ نیسان

بروز دو بحران انرژی در دهه 1970 موجب رونق صادرات خودروهای ژاپنی مقرون به صرفه و با بهره وری سوخت بالا شد. نسل سوم مدل سانی بیشترین امتیاز را طی تست های مصرف سوخت سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا در سال 1973 دریافت کرد. موفقیت های نیسان در آمریکا و دیگر بازارهای جهان امکان توسعه فعالیت های خارجی را برای این شرکت فراهم کرد. در دهه 1980، نیسان دو کارخانه راهبردی یکی در آمریکا به سال 1980 و دیگری در انگلیس به سال 1984 را تاسیس کرد. در سال 1989، نیسان برای معرفی محصولات لوکس خود در بازار آمریکا برند “اینفینیتی” را معرفی کرد زیرا تصویر غالب از برند نیسان با خودروهایی اقتصادی و کم هزینه گره خورده بود.

معرفی برندهای مطرح جهان؛ نیسان

در دهه 1990 و با ورود ژاپن به دوران رکود، نیسان نیز به یکی از قربانیان بزرگ این شرایط مبدل شده و به ورشکستگی نزدیک شد. بر همین اساس و در سال 1999، قرارداد همکاری با شرکت فرانسوی رنو امضا شد. نیسان خیلی زود و تحت رهبری “کارلوس گوسن”، مدیر عامل رنو-نیسان، روند بهبود شرایط خود را تجربه کرد و امروزه حتی از شرکت مادر نیز عملکرد قوی تری را ارائه می کند. در حال حاضر، نیسان دارای کارخانه های تولید و مونتاژ در 17 کشور جهان است.

معرفی برندهای مطرح جهان؛ نیسان

نیسان همواره توجه ویژه ای به مسائل زیست محیطی داشته و تلاش های زیست محیطی این شرکت از توسعه منابع نیروی پاک برای خودروها تا اقدام های گسترده در زمینه ارتقا بازیافت منابع طبیعی را شامل می شود. در همین راستا، نیسان با معرفی مدل “لیف” یکی از پرفروش ترین خودروهای الکتریکی جهان را تولید می کند.

معرفی برندهای مطرح جهان؛ نیسان
با سایت تفریحی سرگرمی کاکوفان همراه باشید
منابع:برترینها/پول نیوز
بدون دیدگاه دسته‌بندی : موفقیت

کسب و کار به سبک بارسلونا

نوشته شده توسط admin در 18 جولای 2014

 کسب و کار به سبک بارسلونا

The business style Barcelona

با سایت تفریحی سرگرمی کاکوفان همراه باشید:در این قسمت کسب و کار به سبک بارسلونا

تیم فوتبال بارسلونا در داخل و خارج از زمین، بسیار موفق عمل کرده است. کسب‌وکارهای مدرن می‌توانند حداقل 5 درس مهم از این تیم کاتالانی بیاموزند.

بارسلونا با ۲۲ عنوان قهرمانی در لالیگا، ۲۶ قهرمانی در کوپا دل‌ری، ۱۰ قهرمانی در سوپرجام اسپانیا و ۲ قهرمانی در کوپا دی لالیگا، بعد از رئال مادرید پرافتخارترین تیم اسپانیا است. در سال ۲۰۰۹، بارسلونا به عنوان اولین باشگاه اسپانیایی موفق شد سه‌گانه لا لیگا، کوپا دل ری و لیگ قهرمانان اروپا را به دست آورد. هم‌چنین بارسلونا تنها تیمی است که توانسته شش‌گانه‌ی جامها را فتح کند. بارسلونا را می‌توان یکی از موفق‌ترین تیمهای حاضر در اروپا دانست.
ادامه مطلب …

بدون دیدگاه دسته‌بندی : موفقیت

مسوولیت امنیت اطلاعات بنگاه گوگل در دست یک دختر ایرانی

نوشته شده توسط admin در 18 جولای 2014

مسوولیت امنیت اطلاعات بنگاه گوگل در دست یک دختر ایرانی

326183_978

جالب ترین مطالب را در سایت تفریحی سرگرمی کاکوفان دنبال کنید:اطلاعات گوگل

 خبرنگار مجله «ELLE» به تازگی موفق شده با «پریسا تبریز»، «شاهزاده امنیت گوگل» به گفت‌و‌گو بنشیند. دختری که در 31 سالگی، مسوولیت امنیت اطلاعات بنگاه گوگل را عهده دار است و سال گذشته نیز در کنار شخصیت‌هایی چون مارک زوکربرگ، پایه‌گذار فیس‌بوک در فهرست پرافتخار ۳۰ چهره‌ موفق زیر ۳۰ سال جهان در عرصه فناوری جای گرفته بود.
ادامه مطلب …